تبليغاتX
میهن پرستان
( خواهشمند است بلندگوی رایانه خود را روشن نمایید )

                            

خواجه نظام الملك توسی دولتمرد مشهور ايرانی، وزير سلجوقيان، مولف كتاب سياست نامه (در علم حکومت کردن)، و موسس دانشكده های موسوم به نظاميه ، در ۱۱ آبان سال ۴۷۱ خورشیدی برابر با ۲ نوامبر سال ۱۰۹۲ ميلادی در نزديكی كرمانشاه به دست عوامل حسن صباح (فدائيان) كشته شد. امروزه اين نوع عمليات را «تروريستی» مي خوانند.
قاتل او «ابو طاهر ارانی» جوانی ديلمی بود كه در الموت به صف هواداران حسن صباح پيوسته بود و در آنجا مامور قتل خواجه نظام الملك توسی شده بود. به نوشته پاره اي از مورخان، دشمنی حسن صباح با خواجه نظام الملك توسی تنها به خاطر مخالفت وی با اسماعيليه نبود؛ حسن از بسياری از كارهای ديگر خواجه نظام الملك توسی ، از جمله همكاری او با سلجوقيان راضی نبود. از نظر حسن صباح سلجوقيان اشغال گر و خارجی شمرده می شدند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آبان1388ساعت 12:7 PM  توسط ویراپ  | 

                                                           

تقی ارانی

محاكمه 53 تن اعضای موسس حزب كمونيست توده از 11 آبان سال 1317 (دوم نوامبرسال 1938 ميلادی) در تهران آغاز شد. اتهام عمده آنان تلاش براي براندازی سلطنت و ملی کردن منابع تولید ايران اعلام شده بود.. در پايان اين محاكمه، دستگيرشدگان به مجازات زندان محكوم شدند.
دكتر تقی ارانی فيزيكدان ايرانی تحصيلكرده آلمان كه از او به عنوان پدر احزاب كمونيستی در ايران نام می برند يکی از اين متهمان بود. وی به جرم ترويج مرام اشتراكی (مزدكيسم ـ ماركسيسم) و تبليغ براندازی سلطنت به ده سال زندان محكوم شده بود. ارانی دهم بهمن 1318 خورشيدی (30 ژانويه 1940) در 36 سالگي در زندان تهران درگذشت و اعلام شد كه مرگ او از بيماري تيفوس بوده است. پس از اشغال نظامی ايران و از ميان رفتن ترس مطبوعات از نوشتن هرگونه مطلب، برخی از روزنامه های تهران نوشتند که دکتر ارانی را در زندان کشته بودند.
محکوميت پدران جنبش کمونيستی ايران نتوانست به فعاليت آنان پايان دهد و حزب توده سه سال بعد اعلام موجوديت کرد که فعالیت علنی آن با تیراندازی به سوی شاه در دانشگاه تهران در 15 بهمن 1327 ممنوع شد و ....

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آبان1388ساعت 12:4 PM  توسط ویراپ  | 


آغاز ایجاد دودمان اشکانیان در کناره رود اترک (پارتها)

جوانان ایرانی به ستوه آمده از ستم دودمان سلوکی بارها به پیش ارشک ( اشک یکم ) آمده و خواستار طغیان بر ضد پادشاه سلوکی می شدند و ارشک به رود آرام اترک می نگریست و می گفت تا زمانی که جریان مردمی آرام است طغیان ما همانند فریاد بی پژواک خواهد بود و باید صبر کرد .
پس از چندی یارانش خبر آوردند که دیودوتس ( دیودوت یکم ) والی یونانی باکتریا بر علیه آنتیوخوس دوم پادشاه سلوکی شورش نموده و دولت مستقل باختر را تشکیل داده است .
ارشک دستور گردهمایی جوانان سلحشور پهلوی را در دره وسیع اترک داد و رو به آنها کرد و گفت امروز رودهای مردمی سرشار از حس انتقامند در این هنگامه باید همچون موج بلندی دودمان یونانیان را به زیر آوریم .
موج اشکانیان خیلی زود دودمان سلوکی و همچنین باختر را به زیر کشید و کشورمان ایران را باز ابر قدرت بی رقیب جهان نمود .
ارد بزرگ متفکر برجسته کشورمان می گوید : بستر اندیشه توده ها همانند بستر رودخانه در حال دگرگونی است جریانی که دارای پسامدهای نیرومند و گاه هولناکی در ریشه و پایه خود است .
ارشک با زمان سنجی مناسب ضربه نهایی و کاریی بر دودمان ستم سلوکی وارد آورد و این دروازه شکوه دوباره ایران شد .

یاسمین آتشی

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آبان1388ساعت 12:0 PM  توسط ویراپ  | 

                            

سرزمین سلسله دیلمیان ( بوییان )  

 11 ذی القعده 1321 ( 8 آبان ماه )- حكومت سلسله آل بويه ازمشهورترين خاندانهای شيعی ايرانی آغازشد. اين خاندان دیالمه و ديلميان هم خوانده شده است. آل بويه از فرزندان ماهيگيری به نام بويه بودند كه نام وی عنوان اين سلسله شد. بنيانگذاران دولت آل بويه ابتدا درخدمت مَرداويج پسر زيار بودند اما بعدها شهرهای بسياری را به تصرف خود درآوردند و به امرخليفه به نام خود سكه ضرب كردند. زمامداران اين سلسله بعدها به علم و فرهنگ ایرانی خدمات ارزنده ا‎ی كردند. بعضی از افراد اين خاندان خود از علما و شعرا بودند و از اديبان و فاضلان زمانه تجليل بسيار كردند. آنان همچنين وزيران خود را از انديشمندان برمی‎گزيدند. ازاين خاندان آثار زيادی درايران و عراق به جای مانده كه بيمارستان عَضُدی بغداد و ده ها بيمارستان و مدرسه ديگر از آن جمله‎اند.

+ نوشته شده در  جمعه 8 آبان1388ساعت 9:8 PM  توسط ویراپ  | 

                                                   

هشتم آبان سال 1336 خورشيدی (30اکتبر 1957) مراسم ياد بود مولوی، صوفی بزرگ و شاعر عارف نامدار ایرانی ، با شكوه تمام در تهران برگزار شد. مولانا جلال الدين محمد متخلص به مولوی صاحب مثنوی به سال 586 خورشيدی (1207 ميلادی) در بلخ خراسان يكی از مراكز بزرگ فرهنگ و ادبيات فارسی و تمدن ايرانی به دنيا آمده و به سال 652 خورشيدی (1273 ميلادی) در قونيه (تركيه امروز) درگذشته است. مثنوی وی حاوی بيش از 26 هزار بيت شعر است كه وسعت انديشه و صفای وی را منعكس مي سازد. براي مولوی در سرودن شعر، ادای مقصود بر زينت هاي لفظي ترجيح داشته است. همه جا بر ضد خودپسندی، غرور، جاه، ظاهردوستی و ريا بوده و تاكيد بر راهنمايی و نجات بشر داشته است.

+ نوشته شده در  جمعه 8 آبان1388ساعت 9:3 PM  توسط ویراپ  | 

                                                         

احمد شاه قاجار

سلطان احمد شاه قاجار، شاه وقت ايران كه به عادت سلاطين قاجاريه به سفر اروپا رفته بود از هفتم تا دهم آبان ماه 1298 خورشيدي (29 اكتبر تا اول نوامبر 1919 ميلادي) در لندن مورد پذيرايي مجلل و بي سابقه مقامات تراز اول انگلستان قرار گرفت، و دليل آن امضاي قرارداد نهم اوت (1919) دولت انگلستان با وثوق الدوله رئيس الوزراء وقت بود كه هنوز به دست مجلس نرسيده بود و انگليسي ها مي خواستند به صورتي رفتار كنند كه تاييد اين قرارداد را در ضيافتهاي رسمي لندن از زبان سلطان احمد شاه بيرون بكشند و سند قرار دهند و مقدمات اجراي آن را فراهم سازند.
وثوق الدوله و دو تن از وزيرانش با دريافت پول نقد به عنوان رشوه اين قرارداد را امضاء كرده بودند كه به موجب آن ادارات و ارتش ايران در كنترل انگليسي ها قرار مي گرفت كه دستمزد اين انگليسي ها هم بايد از خرانه تهران پرداخت مي شد. به علاوه، با پول ايران هر نوع اسلحه و مهمات كه افسران انگليسي نظر مي دادند بايد براي ارتش ايران خريداري مي شد و چون ايران پول لازم براي اين پرداختها را نداشت قرار بود اين پول را انگلستان به صورت وام به ايران بدهد و براي استهلاك آن گمركات و منابع ديگر را كه درآمد داشتند در اختيار بگيرد و با اين قرارداد، انگلستان با توجه به كنار رفتن روسيه از صحنه ايران در پي انقلاب اكتبر 1917، مالك الرقاب وطن ما مي شد.

                                          

                        لويد جورج نخست وزير وقت انگلیس

در ضيافتهاي رسمي كه جورج پنجم پادشاه و لويد جورج نخست وزير وقت انگلستان هم حضور داشتتند، مقامات انگليسي در نطقهاي رسمي خود قرارداد نهم اوت را عامل اتحاد، تحكيم دوستي و همكاري دو دولت قلمداد كردند و بالاخره در يكي از اين ضيافتها از زبان سلطان احمد شاه جمله اي را كه مي خواستند حاضران بشنوند بيرون كشيدند كه در آن تلويحا و به گونه اي غير مستقيم از چنان قراردادي ابراز خرسندي كرده بود. انگليسي ها همين اشاره را سند قطعيت يافتن قرارداد قرار دادند و يكطرفه به اجراي آن پراختند و ....
سلطان احمد شاه كه بر خلاف بيشتر سلاطين قاجار، فردي نسبتا آگاه از مسائل و امور بود بعدا بارها گفته بود كه متوجه اين كلك انگليسي ها بود و «بله» را نگفت زيرا حق گفتن آن را هم نداشت. وي تنها از دوستي دو ملت و تحکيم اين دوستي ابراز خرسندي كرده بود كه تعريفي عمومي (جنرال) است و نمي توان آن را مخصوصا در دوران مشروطيت و وجود پارلمان سند قرارداد. مورخان، احمد شاه را مردي وطندوست توصيف کرده اند ولي در زمان او، ايران از يك بحران بيرون نيامده در بحران ديگري فرو مي رفت و درآمد دولت به علت عادت نداشتن ايرانيان به دادن ماليات نزديك به صفر بود.

+ نوشته شده در  جمعه 8 آبان1388ساعت 9:2 PM  توسط ویراپ  | 

                    

شاگرد معمار ، جوانی بسیار باهوش اما عجول بود گاهی تا گوشی برای شنیدن می یافت شروع می کرد تعریف نمودن از توانایی های خویش در معماری و در نهایت می نالید از این که کسی قدر او را نمی داند و حقوقش پایین است.
روزی برای سلمانی به راه افتاد دید سلمانی مشغول است و کسی را موی کوتاه می کند. فرصت را مناسب شمرده و باز از هنر خویش بگفت و اینکه کسی قدر او را نمی داند و او هنوز نتوانسته خانه خوبی برای خویش دست و پا کند. به اینجای کار که رسید کار سلمانی هم تمام شد. مردی که مویش کوتاه شده بود رو به جوان کرده و گفت آیا چون هنر داری دیگران باید برایت اسباب آسایش بگسترند ؟! جوان گفت : آری
مرد تنومند دستی به موهای سفیدش کشید و گفت : اگر هنر تو نقش زیبای کاشانه ایی شود پولی گیری در غیر اینصورت با گدای کوچه و بازار فرقی نداری.
چون از او دور شد جوانک از استاد سلمانی پرسید او که بود که اینچنین گستاخانه با من سخن گفت. استاد خندید و گفت سالار ایرانیان ، ابومسلم خراسانی. جوان لرزید و گفت : آری حق با او بود من بیش از حد پر توقع هستم.
اندیشمند یگانه کشورمان ارد بزرگ می گوید : “آنچه بدست خواهی آورد فراتر از رنج و زحمتت نخواهد بود.”
ابومسلم خراسانی با این حرف به آن جوان آموخت هنر بدون کار هیچ ارزشی ندارد و هنرمند بیکار و بی ثمر هم با گدا فرقی ندارد.

یاسمین آتشی

+ نوشته شده در  جمعه 8 آبان1388ساعت 9:1 PM  توسط ویراپ  | 

                                            

نماد ایزد بانوی آبان «اَردوی سوره اَناهیتا»

آبان روز از ماه آبان برابر با  ۱۰ آبان در گاهشماری ایرانی می باشد.

به مناسبت برخورد روز آبان و ماه آبان در این روز ،مطابق معمول هر ماه پس از برخورد روز و ماه هم نام، جشنی موسوم به جشن آبانگان برگزار می شود.

آبان دهمین روز از هر ماه در گاهشماری اوستایی است و ماه هشتم هر سال ،که با آگاهی از سی و یک روزه بودن ماه های کنونی در نیمسال نخست بهار و تابستان ، جشن آبانگان برابر با چهارم آبان ماه در گاهشمار نوین می باشد.

«جشن آبانگان» جشنی است در گرامیداشت ستاره­ی روان (سیاره) درخشان «اَنَهیتَه / آناهید (زهره)» و رود پهناور و خروشان «اردوی / آمو (آمودریا)»، و بعدها ایزدبانوی بزرگ «آب»­ها در ایران (غیاث آبادی، 1382،ص77).
«اَردوی سوره اَناهیتا» Ardavi – Sura Anāhita ایزد‌بانویی ایرانی بسیار برجسته­ای است كه نقش مهمی در آیین­های ایرانی دارد و پیشینه­ی ستایش و بزرگداشت این ایزد بانو در فرهنگ ایرانی به دوره­های پیش از زرتشتی در تاریخی ایران می­رسد.

«اَردوي سوره اَناهيتا Ardavi – Sura Anāhita» كه نام آن با آب و آبادانی عجين شده است. ماه آبان از آن اوست و روز آبان (= دهم) از ماه آبان جشن آبانگان به افتخار او و در ستايش او برگزار مي شده است. ايزد‌بانويی با شخصيتی بسيار برجسته كه جای مهمی در آيين های ايران باستان به خود اختصاص می دهد و قدمت ستايش او به دوره هاي بسيار پيشين و حتی به زمان پيش از زردشت مي رسد.

دلیل نام  گذاری این ايزد‌بانوی اساطير ايران بدین  گونه است : «اَردَوي» به معنی رطوبت، در آغاز، نام رودخانه مقدسی بوده است و سپس، نام رودخانه، شخصيت خدايی پيدا كرده است. او را همتای ايزد‌بانوی سَرَسوَتی Sarasvati در آيين ودايی مي دانند و برخی بر اين عقيده اند كه «اردوی» در اصل صفت «سرسوتی» بوده است كه در هند به رودخانه كوچك مقدسي به نام «مذيدسا Madhyadesa » در ناحيه پنجاب كنونی اطلاق می شد.

در ايران، بر اثر تغييرات معمول گويشی اين نام به هَرَخوَتی Haraxvati تبديل شد. در اوستا، اين نام به ناحيه اي كه هرخوتی (رَخوذ يا رُخَج) خوانده مي شود، اطلاق شد. ناحيه ای كه رودخانه ها و درياچه هاي فراوان دارد و در افغانستان كنونی است. در آغاز، هرخوتی مظهر رودخانه عظيم اساطيری بود كه از بلندي هاي كوه مقدس «هَرا» سرازير مي شد و به دريای «فراخكرت» می ريخت و سرچشمه تمام آب هاي دنيا بود. ايرانيان كشاورز و گله دار همان گونه كه هر كوه بزرگی را كه در كوهپايه آن زندگی مي كردند، كوه هرا و هر دريای پهناوری را فراخكرت مي خواندند، هر رودخانه حيات بخشی را نيز با اسم هرخوتي مي شناختند.

اندك اندك نام ايزد سرسوتی فراموش شد و دو صفت آن، «اردوی» و «سوره» جای آن را گرفتند. سوره يا سورا، بخش ديگر نام اين ايزد‌بانو، به معنی «نيرومند» و «پرزور» است كه كاملا برازنده صفت رودخانه ای پر آب و تند و تيز است.

اما سومين لقب او، اَناهيتا، كه در كتيبه اردشير دوم هخامنشی و در بسياری از متن ها به همين صورت خلاصه شده مي آيد، ظاهرا در زمان هخامنشيان بر نام اين ايزد‌بانو افزوده شده و به معنی «پاكي» و «بی آلايشی» است. همانند خود آب كه مظهر پاكی و پاك كننده آلودگی است. ويژگيهای ايزد‌بانوي اساطير ايران اردو سوره اناهيتا كه نخست بر رودخانه اردوی سروری داشت كم كم بر همه آب ها سروری يافت و بنا بر متن پهلوی «بُندَهِشن» پدر و مادر آنها شد و از اَپام نَبات (= ايزد آب ها) نيز پيشی گرفت و شخصيت اپام نبات در شخصيت او تحليل رفت، تا جايی كه نيايش به درگاه او، «آبان يشت» يعني «سرود آب ها» خوانده می شود و يشت پنجم اوستاست. اين يشت يكي از طولانی ترين و شايد باستانی ترين يشت ها باشد. در اين يشت، او زنی است جوان، خوش اندام، بلند بالا، زيبا چهره، با بازوان سپيد و اندامي برازنده، كمربند تنگ بر ميان بسته، به جواهر آراسته، با طوقي زرين بر گردن، گوشواري چهارگوش در گوش، تاجی با صد ستاره هشت گوش بر سر، كفش هايی درخشان درپا، با بالاپوشی زرين و پرچين از پوست سگ آبي. چنين تجسميی احتمالا نشان از اين دارد كه تنديس هايی از او در دوره هخامنشی وجود داشته است.

آناهيتا؛ ايزد‌بانوی نيرومندی، زيبايی و خردمندی و الهه عشق و باروری اين ايزد‌بانو با صفات نيرومندی، زيبايی و خردمندی به صورت الهه عشق و باروری نيز در می آيد؛ زيرا چشمه حيات از وجود او مي جوشد و بدين گونه «مادر _ خدا» نيز مي شود، و به عنوان ايزد‌بانوی باروری، زنان در هنگام زايمان براي زايش خوب و دختران برای يافتن شوهر مناسب به درگاه او استغاثه مي كنند. او نطفه مردان را پاك می كند و زهدان زنان را برای زايش آماده مي سازد و سبب جاري شدن شيري مي شود كه نوزاد را نيرو مي بخشد. همانند سرسوتي هندي سبب فراوانی غلات و زاد و ولد گاو و گوسفند است. اردوی سوره اناهيتا مال و ثروت دنيايی همچون اسب، گردونه، اسلحه و لوازم خانگی نيز مي بخشد. جنگجويان به درگاهش دعا می خوانند تا در نبرد پيروزی يابند و دشمن را سركوب كنند.

گرچه اين صفات اخير شايد چندان با مظهر رودخانه بودن هماهنگ نباشد. اَناهيد گردونه اي دارد با چهار اسب سفيد. اسب هاي گردونه او ابر، باران، برف و تگرگ هستند. او در بلندترين طبقه آسمان جاي گزيده است و بر كرانه هر درياچه اي، خانه اي آراسته با صد پنجره درخشان و هزار ستون خوش تراش دارد. او از فراز ابرهاي آسمان، به فرمان اهورامزدا، باران و برف و تگرگ را فرو مي باراند. در بند سوم يشت پنج در توصيف صفات رودخانه اي اين ايزد‌بانو آمده است: «بدان هنگام كه اردوي سوره اناهيتا _ آن دارنده هزار چشمه و هزار رود _ هر يك به درازاي چهل روز راه مردي چابك سوار _ به سوي درياي فراخكرت روان شود، سراسر كرانه هاي آن دريا به جوش در افتد و ميانه آن برآيد. اوست كه در بزرگي همچند همه آب هاي روي زمين است و به نيرومندي روان شود.» بامدادان تا غروب، هنگام شايسته نيايش و نثار به درگاه آناهيتا از زمان هاي بسيار كهن قايل به وجود گونه اي پيوند آسماني و ايزدي ميان آب از يك سو و خرد يا عقل از سوي ديگر بودند.

از اين رو، مرسوم بود روحانيون و شاگردان آنان به درگاه اردوي سوره دعا كنند تا از خرد و دانش بهره مند شوند. مناسب ترين و بهترين وقت براي انجام دادن مراسم مذهبي نيز بامدادان بود. در بندهاي 91 و 95 يشت پنجم از زبان اين ايزدبانو آمده است كه از هنگام برآمدن خورشيد تا به گاه فرو رفتن خورشيد هنگام نيايش و نثار زوهر (نوعي فديه ديني) به درگاه اوست و پس از آن، شايسته ستايش ديوان خواهد بود. اين ايزد‌بانوي پاكي و بي آلايشي كه از هر گونه بدي، نقصان و بيماري به دور بود، در بندهاي 92 و 93 همين يشت قدغن مي كند كه ديوانگان و بدخلقان و دروغ گويان و بزدلان و حسودان و نيز جذاميان و نابينايان و ناشنوايان و ديگر معلولان از آنچه نذر او مي شود، مصرف كنند. آناهيتا؛نگهدار نطفه پسران موعود زردشت او ياور «سپندارمد»، امشاسپند موكل بر زمين و نيز نگهدار نطفه زردشت در درياچه «كيانسه» است‌، نطفه اي كه بعدها نجات بخشان دين زردشتي و پسران موعود زردشت، اوشيدر، اوشيدر ماه و سوشيانس، از آن به وجود خواهند آمد. از تمام اين صفات و نقش ها چنين بر مي آيد كه اناهيد خداي محبوبي بوده و هميشه علاقه و احترام عميق پيروان بسياري را به خود جلب كرده است. تنديس هاي باروري را كه به الهه مادر موسوم اند و نمونه هايي از آن از تپه سراب كرمانشاه (با قدمتي در حدود نه هزار سال قبل از ميلاد) و در كاوش هاي ناحيه شوش به دست آمده است، تجسمي از اين ايزدبانو مي دانند. بازمانده معابد و آيين هاي مربوط به آناهيتا او همتاي ايراني آفروديت، الهه عشق و زيبايي در يونان و ايشتر، الهه بابلي، به شمار مي رود.

آيين هاي مربوط به اين ايزد‌بانو با پاكي و طهارت آميخته بوده است. براي اين ايزد‌بانو معابدي بر پا مي شده است و در آنها دوشيزگاني خدمت مي كرده اند كه تعهد پاكدامني داشته اند. از ميان اين معابد، معابد همدان و شوش و كنگاور از همه مجلل تر بوده است. معابد اناهيتا معمولا در كنار رودي برپا مي شده و احتمال مي رود كه قلعه ها و زيارتگاه هايي كه با اسامي دختر و بي بي امروزه مشهور است و معمولا در كنار آنها آبي جاري است، بقاياي معابد اناهيتا باشند. برخي حتي سفره هاي نذري با نام بي بي (همچون بي بي سه شنبه) را بازمانده آيين هاي مربوط به اناهيتا مي دانند.

قدر و اهميت ايزدبانوي اساطيري ايران در تاريخ و اساطير و اديان ايراني اناهيتا بايد در آغاز سلسله ساساني كه اجدادشان در استخر به معبد او وابسته بودند، نقش مهمي بازي كرده باشد. اردشير بابكان سرسلسله ساساني خود، نگهبان معبد اناهيتاي استخر (در نزديكي تخت جمشيد) بوده است. از دوره اشكانيان نيز سكه هايي با نقش اين ايزد‌بانو به جا مانده است. پرستش اناهيتا در شاهنشاهي هخامنشي هم بسيار مهم بوده است. كِلِمِنس اسكندريه اي در كتاب تاريخ خود مي گويد كه اردشير دوم مجسمه هاي اناهيتا را در سراسر كشور برپا كرده بود. همچنين از اين دوره سنگ هايي قيمتي با نقش ايزد‌بانويي تاج بر سر يا زني ايستاده به جا مانده كه آن را اناهيتا تشخيص داده اند. در تاريخ اساطيري نيز قهرمانان بزرگ اساطيري همچون هوشنگ، جمشيد، فريدون، كيخسرو و گرشاسب به درگاه اين ايزدبانو دعا كرده و او را به ياري طلبيده اند. در قدر و اهميت اين ايزدبانو همان بس كه ايرانيان قديم و زردشتيان احترام ويژه اي براي آب قايل بودند و هر گونه ناپاكي را از آب ها به دور مي داشتند. آنان هيچگاه در آب جاري شست و شو نمي كردند و چنان در پاك نگهداشتن آب ها مي كوشيدند كه به گفته پژوهشگران، در دوره هايي كه در اغلب كشورهاي جهان بيماري هاي واگير قربانيان زيادي گرفت، در سرزمين ايران هيچگاه هيچ گونه بيماري همه گيري شايع نشد.

بخش هايى از اردويسور نيايش يا آبزور

درود و ستايش و توانايى و زور و آفرين باد به اهورا مزداى فروغمند با شکوه و به امشاسپندان، به آب هاى خوب مزدا داده، به آب اردويسور اناهيتاى پاک، به همه آب هاى مزدا داده، به همه گياهان مزدا داده، به همه ستودگان مادى و مينوى و به فروهرهاى پاکان و راستان که پيروز و پرتوان هستند.

مى ستايم آب اردويسور اناهيتا را که در همه جا گسترده است و تندرستى بخش است و بدانديشان را دشمن است و اهورايى کيش است و در خور ستايش و نيايش در جهان مادى. آن پاکى که جان افزاست، پاکى که فزاينده گله و رمه است، پاکى که گيتى افزاست، پاکى که خواسته افزاست.
اردويسور اناهيتا که داراى هزارها درياچه و هزارها نهر است که هر يک از اين درياچه و نهرها به اندازه چهل روز راه هست براى کسى که با اسب راهوارى براند.

آب ما، از آن بدانديش نيست، از آن بدگو نيست، از آن بدکردار نيست، از آن بدبين نيست، از آن کسى که دوست را بيازارد نيست، از آن کسى که همراهان را بيازارد نيست، از آن کسى که کارکن را بيازارد نيست، از آن کسى که خويشان را بيازارد نيست.

اى آب ستوده، به من بزرگ ترين دارش ها (نعمت ها)، تن درست و اندام درست ارزانى دار. اى آب ستوده، به من خواسته فراوان ببخش، گله و رمه گوناگون و فرزندان دلير همان گونه که پيش از من به کسانى که از تو خواستند، بخشيدى.

با آرزوى اين که تمامى ما ايرانيان، گذشته خود را بشناسيم و تا جايى که توان داريم جشن هاى کهن خود را زنده کنيم و به احترام آب هاى تمام دنيا که پاک است و پاک کننده، به آن ارج نهيم و در حفاظت و پاک نگه داشتن آن بکوشيم.

در جشن آبانگان، پارسیان به ویژه زنان در کنار دریا یا رودخانه­ها، فرشته­ی آب را نیایش می­کنند. ایرانیان کهن آب را پاک (مقدس) می­شمردند و هیچ­گاه آن­را آلوده نمی­کردند و آبی را که اوصاف سه­گانه­اش (رنگ - بو - مزه) دگرگون می­شد برای آشامیدن و شستشو به­کار نمی­بردند.

«استرابون» جغرافیدان یونانی نیز می­آورد :

«... ایرانیان در آب روان، خود را شستشو نمی­دهند و در آن لاشه، مردار و آن­چه که نا پاک است نمی­اندازند ...»

در برگردان فارسی آثارالباقیه ابوریحان بیرونی می­خوانیم :

«... آبان روز دهم آبان ماه است و آن را عید می­دانند که به جهت همراه بودن دو نام، آبانگان می­گویند. در این روز زو Zoo پسر طهماسپ از سلسله­ی پیشدادیان به شاهی رسید، مردم را به کندن قنات­ها و نهرها و بازسازی آن­ها فرمان داد، در این روز به کشورهای هفت­گانه خبر رسید که فریدون ، بیوراسب (ضحاک - آژی دهاک) را اسیر کرده، خود به پادشاهی رسیده و به مردم دستور داده است که خانه و زندگی خود را دارا شوند...»

در روایت دیگرى آمده است كه پس از هشت سال خشكسالى در ماه آبان باران آغاز به باریدن كرد و از آن زمان جشن آبانگان پدید آمد.

زرتشتیان نیز در این روز همانند سایر جشن­ها به آدریان­ها (آتشكده­ها) مى­روند و پس از آن براى گرامیداشت مقام فرشته­ی آب­ها، به كنار جوى­ها و نهرها و قنات­ها رفته و با خواندن اوستاى آبزور (بخشى از اوستا كه به آب و آبان تعلق دارد) كه توسط موبد خوانده مى­شود، اهورامزدا را ستایش كرده و درخواست فراوانى آب و نگهدارى آن را كرده و پس از آن به شادى مى­پردازند.

جالب این­جاست كه مى­گویند اگر در این روز باران ببارد، آبانگان به مردان تعلق گرفته و مردان تن و جان خویش را به آب مى­سپارند و اگر بارانى نبارد، آبانگان زنان است و زنان آب تنى مى­كنند.


منابع: _ آموزگار، ژاله؛ تاريخ اساطيري ايران؛ تهران: سمت، 1380. _ بويس ، مري؛ تاريخ كيش زرتشت؛ ترجمه همايون صنعتي زاده؛ تهران: توس، 1374. _ __ ؛ «ديانت زرتشتي در دوران متاخر» از كتاب «ديانت زرتشتي»؛ ترجمه دكتر فريدون وهمن؛ تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1348. _ پورداود، ابراهيم؛ يشت ها، ج 1؛ تهران: طهوري، 1347. _ كريستن سن، آرتور؛ نمونه هاي نخستين انسان و نخستين شهريار در تاريخ افسانه اي ايرانيان؛ ترجمه ژاله آموزگار _ احمد تفضلي؛ تهران: نشر چشمه، 1377. _ موله، ماريان؛ ايران باستان؛ ترجمه ژاله آموزگار؛ تهران: توس، 1365. _ ويدن گرن، گئو؛ دين هاي ايران؛ ترجمه دكتر منوچهر فرهنگ؛ ويراسته آرزو رسولي؛ تهران: آگاهان ايده، 1377. _ هينلز، جان؛ شناخت اساطير ايران؛ ترجمه ژاله آموزگار _ احمد تفضلي؛ تهران: نشر چشمه، 1375.

از دیگر جشنهای آبان ماه جشن روز جهانی کورش بزرگ در هفتم آبان و جشن صدور فرمان لوح حقوق بشر کورش بزرگ در روز هفتم آبان می باشند.

برای آگاهی بیشتر از نام روزها و ماهها و جشنهای ایرانی به آدرسهای زیر در همین وبلاگ مراجعه فرمایید:

گاهشمار ایرانی (بدانیم و سربلند باشیم):                                              http://persianspatriot.blogfa.com/cat-107.aspx
+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 11:26 AM  توسط ویراپ  | 

                 

تندیس نادر شاه در پارک ملت مشهد

22 اکتبر (30 مهر ) زاد روز نادرشاه سردار بزرگ ايران است که در سال 1688 ميلادی در دستگرد خراسان ( دستگرد یا ابیورد میان درگز و کلات امروزی در 130 کیلو متری مشهد ) به دنيا آمد و 59 سال عمر کرد و مرزهای ايران را در شمال و شمال غربی، جنوب و شرق به حد زمان ساسانيان رسانيد و در شمال غربی و غرب، عثمانی را از قفقاز و همه سرزمين های ارمنی نشين بيرون راند و شهرهای کربلا و نجف را متصرف شد. وی همچنين به تصرف دهلی موفق شد و با فراری دادن روسها، مرزهای ايران در داغستان را تثبيت کرد. مورخان نظامی نادر را آخرين سردار بزرگ مشرق زمين خوانده اند. وی در نوجوانی با مادرش به اسارت ازبکها که به خراسان دستبرد زده بودند درآمد ولی پس از رسيدن به سن بلوغ و نيز درگذشت مادرش، از اين اسارت فرار کرد و به ايل افشار پناهنده شد و به همين سبب وی را نادرشاه افشار نوشته اند، حال آن که در اصل، از تبار افشارها نبود و از کردهای خراسان و دارای مذهب تسنن و بسیار میهن پرست بود. نادر دهم ژوئن 1747 در جريان کودتای افسران ناراضی خود در اردوگاه نظامی فتح آباد واقع در 12 كيلومتری قوچان (خبوشان) خراسان کشته شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 آبان1388ساعت 11:20 AM  توسط ویراپ  | 

                                                    

سکه یزدگرد یکم ساسانی

به گزارش سفير وقت روم در تيسفون، يزدگرد يکم از دودمان ساساني كه پس از بهرام چهارم به شاهی ايران رسيده بود22 اكتبر (30 مهر ) سال 399 ميلادی در نخستين ديدار عام خود گفت كه در مناسبات ايران و روم روش مذاكره و صلح را بر جنگ و ستيز ترجيح مي دهد، زيرا كه جنگ؛ منابع هر دوكشور را هدر مي دهد. وي در همين سخنراني گفت كه تصميم گرفته است كه مسيحيت را در قلمرو ايران تحمل كند.
يزدگرد اول بود شهر يزد را در حاشيه كوير ساخت كه نام او براين شهر گذارده شده است. با اين حساب شهر يزد در اين دهه 1600 ساله خواهد شد. يزدگرد كه 21 سال سلطنت كرد بعدا به پيروان ساير اديان در قلمرو ايران آزادي داد و مسيحيان را كمك كرد تا براي خود كليسا بسازند و از همين رو موبدان آيين زرتشت وي را يزدگرد گناهكار مي خواندند.
امپراتور قسمت شرقي روم كه در قسطنطنيه مي نشست آن چنان به يزدگرد يکم اعتماد يافته بود كه وصيت كرده بود اگر پيش از رسيدن پسرش به سن بلوغ فوت كند، يزدگرد اين پسر را بزرگ كند كه همين طور هم شد.
 يزدگرد به دليل دل بستگی كه نسبت به ارمنيان داشت پس از درگذشت پادشاه ارمنستان، پسر خود را شاه آنجا كرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 آبان1388ساعت 11:15 AM  توسط ویراپ  | 

                                                        

شاپور دوم ساسانی

مورخ ارتش روم در ذيل روز 20 اكتبر ( 28 مهر ) سال 351 ميلادی (اين روز را از انطباق تقويم ها به دست آورده اند) به صورت مبهم چنين نوشته است :
كل تلفات جنگ نخست امپراتور كنستانتينوس دوم با ايران (منظور؛ جنگ سال 348 ميلادی با شاپور دوم مشهور به ذوالاكتاف است) 50 هزار و 231 نفر و تلفات كل جنگ دوم با ايران (منظور جنگ سال 350 ميلادی) 39 هزار و 12 نفر. اين مورخ شايد به دليل عرق ملی روشن نساخته است كه اين ارقام، جمع تلفات دو كشور و يا به تنهايی ـ روم بوده است. از آنجا كه فاتح هر دو جنگ، ايران بود و طرف مغلوب نمي تواند كشتگان فاتح را شمارش كند به احتمال بسيار زياد اين تلفات سنگين را روميان تحمل كرده بودند. مورخ ارتش روم در زير اين ارقام نوشته است كه اين آمار نهايی را فرماندهی كل ارتش برای سنای روم تهيه كرده است و سپس توضيحات ديگر....

                                              

                                                 توسيديدس

نتيجه دو شكست و عقب نشينی رومی ها در دو جنگی كه در بالا اشاره شد، وقوع شورشهای مسلحانه در قلمرو روم در آلمان، گل (فرانسه)، ايلريا (يوگوسلاوی)، اسپانيا و حتی بريتانيا شد كه سالها بعد، نخست به تقسيم آن امپراتوری به دو حوزه حكومتی و سپس تجزيه كامل و اضمحلال انجاميد.
ارتشها از زمان اسكندر مقدونی دارای مورخ موظف شده اند كه رويدادهای روزانه را يادداشت مي كند و در پايان فصل و يا سال با مروری بر آنها يك گزارش تاريخی مي نويسد كه تا ربع قرن در آرشيو ارتش و از آن پس براي هميشه در آرشيو ملی نگهداری مي شود تا در دسترس محققان باشد. به احتمال زياد، اين روش از توسيديدس كه يك ژنرال بود و تاريخ جنگهای «پلوپونز» را نوشت اقتباس شده است.
در پاره ای از كشورهای پيشرفته اين كار اينك فراتر از ارتش رفته و سازمانهای ديگر را در بر گرفته كه مروری بر چنين گزارشها؛ پسرفتها و پيشرفتهای سازمان در فاصله زمانی معين را نشان می دهد. در تنظيم این گزارشها نهايت دقت و امانت بكار مي رود و به همين دليل است كه انجام آن را به كسي كه در اين رشته تحصيل و مطالعه كرده و مهارت داشته باشد واگذار می كنند و كار آن درست عكس روابط عمومی است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 مهر1388ساعت 2:54 PM  توسط ویراپ  | 

                                         

                                                 شاه سلطان حسین صفوی

فرمانروای شهر از دیدار شاه سلطان حسین صفوی باز می گشت . بزرگان و ریش سفیدان شهر به دیدار سالار شهر خویش رفته و از حالا شاه ایران زمین جویا می شدند .
فرمانروای شهر گفت : شاه شاداب و آسوده هستند در زمانی که من در مجلس گفتگوی ایشان با بزرگان بودم دیدم ایشان ریز امور کشور را در اختیار دارند قیمت همه اجناس ، سود بازاریان ، میزان خمس ، تعداد مسافران سفر حج ، مشهد و کربلا را به خوبی می دانند و از زندگی خصوصی فرمانروایان شهرهای ایران آگاهند . به این مجموع آگاهی ایشان را از زندگی خصوصی و درس علما را نیز بیفزایید ، این نشان می دهد کشور هیچ مشکلی ندارد .
یکی از ریش سفیدان خردمند از جای برخواسته و گفت خدا خودش این کشور را نگهدارد . پادشاهی که چنین سرگرم اندرون کشور است کی به برون آن می نگرد .
سخن آن پیر خیلی زود آشکار شد . دودمان صفویه بدست تعدادی راهزن سرنگون گشت . اندیشمند یگانه کشورمان ارد بزرگ می گوید : آدمی تنها زمانی دربند رویدادهای روزمره نخواهد شد که در اندیشه ایی فراتر از آنها در حال پرواز باشد .
شاه سلطان حسین به روزمرگی دچار بود تمام هوش خود را برای نگهداری و نگهبانی از چیزهای خرد و بی ارزش بکار گرفته و بیشتر انباردار خوبی بود تا فرمانروایی که باید نظر به آینده کشور داشته باشد .

یاسمین آتشی

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 مهر1388ساعت 2:50 PM  توسط ویراپ  | 

    

نقش برجسته يادبود جنگ و پيروزی اردشير بابکان بر اردوان پنجم در3 کيلومتری جاده فيروزآباد به شيراز

پس از تطبيق تقويم ها، 18 اكتبر( 26 مهر ) روزی به دست داده شده است كه در آن روز در سال 222 ميلادی اردشير ساسانی پسر پاپك و حكمران پارس دستور داده بود كه در ساتراپی یا کمان (استان) كرمان، شهر «وه اردشير» را بسازند كه از زمان افتادن ايران به دست عرب، «بردسير» خوانده می شود. اردشير كه قبلا يك دژ نظامی در حاشيه شهر كرمان بر فراز تپه ای ساخته بود هنگامی تصميم به ساختن بردسير گرفته بود كه از حمايت «شهرات» حكمران منطقه كردستان امروز (آديابن) براي ساقط ساختن حكومت اشكانيان كه آلوده به فساد و ضعف شده بودند مطمئن شده بود. اردشير با تهديد، حكمران اصفهان را نيز به اجرای نيت خود موافق ساخته بود. اردشير پس از پيروزی بر اردوان پنجم  اشکانی، در سال 226 در معبد آناهيد پارس (استخر ـ نزديك شيراز) رسما تاجگذاری كرد. وی قبلا در نظر داشت كه شهر كرمان را پايتخت ايران كند كه پس از ورود به تيسفون ( تیسپون ) از اين كار منصرف شد و پايتخت را از همين شهر (تیسپون نزديك بغداد) تغيير نداد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 مهر1388ساعت 8:51 PM  توسط ویراپ  | 

              

مرز ایران و روسیه پیش از عهدنامه گلستان

29 شوال 1228 - عهدنامه گلستان یا معاهده گلستان ‎(به زبان روسی:Гюлистанский договор ‎) برابر با 21  فوریه سال‎) ‎‏1813‏‎ (‎میلادی‎ در روستایی به همين نام ميان ايران و روسيه بسته شد. عهدنامه گلستان با ميانجيگري سر گور اوزلی سفير انگلستان ( دشمن سوگند خورده ایران ) و حاج ميرزا ابوالحسن ايلچی در11 مادّه و يك مقدمه به امضا رسيد. عهدنامه گلستان از نتايج جنگهاي ده ساله ايران و روس بود كه به سبب بی توجهی و بی كفايتی شاهان قاجار به ویژه فتحعلی شاه قاجار که به جای ارسال پول و مهمات برای لشگر ایران ،بودجه کشور را صرف حرم سرای خود می کرد و عمق این هرزه خرجی ها هنگامی روشن می گردد که در کشاکش جنگ ایران و روسیه ،تنها بودجه 7 سال ایران را به یک اصفهانی داد تا شاید رضایت شاه پریان !!!! را برای عقد دخترش با وی به دست آورد ..این هرزه خرجی ها در خانواده ننگین قاجار همچنان ادامه داشت و همیشه ایالات ایران را به شاهزادگان قاجار به صورت سالانه می فروختند ( این شاهزادگان قاجار شهرها و روستاهای ایالات را به خان های محلی با مردمان شان می فروختند و خان ها نیز مردم ستم دیده ایران را وادار به کار در مزارع و یا قالی بافی و کارهای وابسته به آن می کردند و سهم اربابی که درصد اصلی درآمد آنان بود را از چنگ آنان در می آوردند و اگر بر اثر سیل یا خشک سالی خانواده ای قادر به پرداخت سهم اربابی نبود ، دختران خانواده را به جای مالیات و سهم اربابی بر می داشتند و به مردم آسیای میانه و یا کشورهای عربی می فروختند ،هنوز بسیاری از خانواده های ایرانی هستند که دارای ریشه های مشترک با کشورهای آسیای میانه و کشورهای حاشیه خایج پارس هستند که بر اثر همین جبر و ستم بازمانده از خانواده قاجار می باشد ، این بساط ظلم و تباهی تا زمان رضا شاه ادامه داشت و در زمان وی بسیاری از این خان ها و ارباب ها از شهر ها و روستاها اخراج و تبعید شدند و زمین هایشان مصادره و یا ملی گردید و بعد ها در سال 1342 و طی قانون اصلاحات عرضی برای همیشه ستم خان و اربابی از ایران چیده شد) و از در آمد آن خرج سفرهای خود به فرنگستان را می پرداختند و کار به اینجا خاتمه نیافت حتی دست به وام گیری از بانکهای انگلیسی و روسی و در رهن قرار دادن معادن،آثار فرهنگی و باستانی و انحصار محصولات و کشاورزی و گمرکات و نفت نیز کشید.

 به موجب عهدنامه گلستان ولايات قره باغ، گنجه، شيروان، دربند، باكو، خانات موشکی ،قویا ،داغستان و گرجستان و هرجا از ولایات  تالش را که بالفعل در ‏تصرف روسیه  بود، به روسيه ملحق شد. درمقابل، دولت روسيه تعقد كرد كه نيابت سلطنت عباس ميرزا را به رسميت بشناسد و او را سريع تر بر تخت سلطنت بنشاند.

در زیر نقشه بخش هایی که از خاک کشورمان در زمان خاندان بیابان گرد قاجار از ایران جدا شده است را می توانید ببینید .

       

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 مهر1388ساعت 8:25 PM  توسط ویراپ  | 

                  

کاخ تیسفون ( تیسپون ) در نزدیکی بغداد امروزی

14 اكتبر ( 22 مهر ) سال 579 ميلادی جاركش ها در خيابانهاي تيسفون (مدائن ــ نزديك بغداد) پايتخت آن زمان ايران به راه افتادند تا خبر پيروزي سپاه اعزامي ايران بر رومي ها در سوريه و باز پس گرفتن اين سرزمين را به آگاهي مردم برسانند و بگويند كه خود را براي مراسم سان و رژه و جشن نظامي كه پس از ورود اسيران رومي و پرچمهاي گرفته شده از ايشان به تيسفون برگزار خواهد شد آماده كنند.
در اين جنگ كه پنجم اكتبر به پيروزي ايران انجاميد (طبق اسناد قسطنطنيه، ششم اكتبر؛ زيرا 6 اكتبر كار شمارش اسيران و زخمي ها پايان يافته بود) 20 هزار سرباز رومي اسير و 27 هزار تن ديگر كشته شده بودند. سپاه اعزامي ايران به اين جنگ مركب از 40 هزار سوار و يكصد هزار پياده بود. خسرو انوشيروان شاه وقت ايران 26 اكتبر، سه هفته بعد از اين پيروزي پس از 48 سال حكومت در گذشت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 5:29 PM  توسط ویراپ  | 

 

دكتر مصدق و دين آچسن وزير امور خارجه وقت آمريكا

نيمه دوم مهرماه 1330 (اكتبر 1951) بيشتر گزارشهاي سياسي رسانه ها در سراسر جهان در ارتباط با ايران بود زيرا كه دكترمحمد مصدق رئيس دولت وقت ايران در نيويورك بود تا از برحق بودن ايران در ملي كردن نفت خود و طرد نفوذ خارجي از ايران كه مغاير استقلال و حاكميت يك ملت است دفاع كند.
وي كه 14 مهر عازم نيويورك شده بود و در جلسه شوراي امنيت شركت كرده بود از آن پس هر روز چند مصاحبه و سخنراني در باره مظالم دولت انگلستان و مداخلات استعماري اين دولت در ايران از نخستين دهه قرن 19 تا به آن روز انجام مي داد.
دكتر مصدق ضمن اظهارات خود در شوراي امنيت بيشتر بدبختي هاي ايران در قرون 19 و 20 را نتيجه مداخلات انگلستان در ايران و سياست هاي آن دولت معرفي كرد كه باز هم حاضر نمي شود از سر ايرانيان بيدار شده از خواب غفلت دست بردارد. استدلال دكتر مصدق سبب شد كه شوراي امنيت تصميم بگيرد كه رسيدگي به قطعنامه انگلستان بر ضد ايران را موكول به صدور حكم دادگاه بين المللي (لاهه) كند.
 مصدق پس از بازگشت به ايران و در جلسه سوم آذر ماه مجلس گزارش سفر خودرا مطرح و تاكيد كرد كه انگلستان نمي خواهد ما امور نفتمان را كه ميراث مشتركمان است در دست داشته باشيم و براي شكست دادنمان به هر دسيسه و نيرنگ دست خواهد زد، بايد متحد و مراقب باشيم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 5:28 PM  توسط ویراپ  | 

                                                            

درياسالار آلبوکرک

14 اكتبر (22 مهر ) سال 1515 درياسالار پرتغالي آلفونس دا آلبوكركي (آلبوكرك) در آن زمان كه ايران فاقد قدرت دريايي بود (زمان شاه اسماعيل صفوي) با كشتي توپدار و نيروي تفنگدار وارد تنگه هرمز شد و بعدا جزاير استراتژيك آن ناحيه را تصرف كرد. تنگه هرمز دروازه خليج فارس است، خليجي كه 970كيلومتر طول دارد. آلبوكرك نخسين نظامي غرب بود كه از راه دريا به خليج فارس تجاوز مسلحانه كرده است. وي در عين حال نخستين دريا نورد غرب است كه به اهميت استراتژيك خليج فارس به عنوان بازوي اقيانوس هند پي برده بود. آلبوكرك كه از ده سال پيش از آن به تصرف سرزمين هاي مشرق زمين دست زده بود به خوبي مي دانست كه پرتغال يك ميليون و پانصد هزار نفري نمي تواند در همه مناطق متصرفه مهاجرنشين تاسيس كند؛ بنابراين كوشش داشت كه با بكارگيري بوميان هر محل، اقتدار پرتغال را براين مناطق برقرار سازد و حفظ كند.
آلبوكرك آغازگر تجاوزي شد كه هنوز ادامه دارد و قدرت هاي غرب بدون اين كه حقي داشته باشند در آبهاي كشور هاي دور دست مداخله مي كنند و نام اين مداخله را كه بارها به برخورد نظامي انجاميده است حفظ منافع حياتي! خود نام نهاده اند.
آلبوكرك پس از بازگشت از منطقه هرمز به پايگاه اصلي و دائمي اش در گواي هند با حكم عزل خود كه از پرتغال ارسال شده بود رو به رو شد و از فرط اندوه 16 دسامبر سال 1515 دق كرد و درگذشت!.
بادرگذشت آلبوكرك، مسئله اشغال ناحيه هرمز حل نشد. بعدا شاه عباس با كمك انگليسي ها ــ رقباي پرتغال ــ ناحيه را پس گرفت، ولي همين اتحاد او با انگليسي ها باعث گسترش نفوذ و بعدا سلطه آنان بر منطقه خليج فارس و امضاي پيمان تروشيل در 1820 با شيوخ امارات هفتگانه شد و سلطه خود را رسميت داد كه آثار آن هنوز زدوده نشده است. انگليسي ها به همين دليل، تا نيمه دهه 1930 تلاش بسيار كردند كه ايران داراي نيروي دريايي موثر نشود و ....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 5:26 PM  توسط ویراپ  | 

      

سفال نبشته منشورملل  متحد كه  كوروش در اكتبر 539 پيش از ميلاد آن را اعلام كرده بود و در جهان به « استوانه كوروش = سايرس سيلندر » معروف است.

سيزدهم اكتبر( 21 مهر ماه ) سال 539 پيش از ميلاد كوروش بنيادگذار كشور ايران ،کورش از پدری پارس و مادری ماد به دنیا آمد ، ( مادها شامل دو بخش بودند : ماد بزرگ که شامل آران و آذرابادگان امروزی می باشد و ماد کوچک که تشکیل شده است از کردستان بزرگ و لرستان امروزی ، مردمی تمامی این مناطق بازمانده و از نسل مادها می باشند که طوفان حوادث در گویشهای مردم این مناطق دگرگونی هایی ایجاد نموده و بخشی از آنان را نیز از سرزمین مادری دور فتانده است، ولی نژاد مردمان این مناطق از تبار مادها و آریان می باشند و خواستگاه این مردم ایران یعنی سرزمین آریایی ها می باشد) و نخستين شاه سراسری آن، بابل را متصرف شد،دولت بابل از زمان نبوكدنزر دومNebuchadnezzar (بخت النصر) راه ستمگری نسبت به مردم خود و ملل ديگر را در پيش گرفته بود . 13 اكتبر را «پروفسور بليك» به استناد كتب دينی در دايره المعارف كليسای مسيح درج كرده است و آن را كاملا دقيق می داند و 29 اكتبر (7 آبان ) سالروز تكميل تصرف قلمرو امپراتوری بابل(بابيلونBabylon) به دست ارتش ايران است و در همين روز (29 اكتبر 539 پيش از ميلاد) كه از آن به عنوان نخستين«منشور ملل» نام برده می شود و سفال نبشته آن معروف به استوانه کوروش (عكس بالا) موجود است صادر شد ، از این روی 7 آبان توسط یونسکو  روز جهانی کورش نامیده شده است. بابل شهری در جنوب عراق امروز بود (80 کيلومتری جنوب بغداد امروز و در کنار فرات) و پايتخت دولتی بود كه قلمرو آن تا مديترانه از جمله فلسطين امروز ( جودا Judah) امتداد داشت. شهر بابل بارويی بسيار مستحكم داشت و طبق برخی نوشته ها تصرف آن توسط ارتش ايران، 16 روز طول كشيد.
تصرف بابل در بيستمين سال ايجاد دولت واحد (مركزی) ايران (درسال 559 پيش از ميلاد که مبدا تاريخ نيز قرار گرفته بود) مركب از مناطق مسكونی سه طايفه پارس و ماد و پارت صورت گرفت كه هر سه طايفه از قبيله بزرگ آرين ها ( آريايی ها ) بودند كه به فلات ايران مهاجرت كرده بودند و برای خود دولتهای محلی تشكيل داده بودند. پدر كوروش از پارسها و مادرش از مادها بود.
بايد توجه داشت كه آرين ها تنها گروه انسانی بودند كه در عهد باستان ، به صورت ساير ملل معاصر خود، بت پرست نبودند و از يك مدنيت پيشرفته برخوردار بودند و نسبت به يكديگر مهر و محبت فراوان داشتند و رعايت قانون و اخلاق از خصوصيات بارز آنان بود.
مضمون چند اصل از منشور 29 اكتبر كوروش بزرگ (سايرس ذا گريت) از اين قرار است : مردم در رعايت آداب، رسوم و مذهب خود آزادند و قوانين محلی به همان صورت سابق اجرا خواهند شد. استقلال داخلی سرزمين ها محترم و محفوظ خواهد بود. تنها تغييري كه به وجود خواهد آمد اين است كه مناطق كه قبلا كشورهای كوچك و ضعيفی بودند و هميشه دغدغه تعرض ديگران و زور گويی حاكمان خود را داشتند از اين پس بخشي از يك امپراتوری بزرگ مشترك المنافع (اتحاديه ملل) خواهند بود كه ضامن صلح، ثبات و آرامش آنها است كه در سايه آن هرگونه پيشرفت، به ويژه تجارت ميسر و «حكومت قانون» تضمين خواهد بود و خودسری مشاهده نخواهد شد اسيران جنگی پس از اتمام جنگ بايد آزاد و به میهن خود بازگردانده شوند و فروش آنان و مصادره اموال اكيدا ممنوع خواهد بود. شهربان هر منطقه مسئول جان، مال و حيثيت هر يك از اتباع آن منطقه است و ....
 ( کاری که نو استعمار کنونی معکوس آن را  انجام می دهد و برای تسلط بر کشورها و منابعشان و وابستگی بیشتر آنها دست به تجزیه کشورها می زند تا همیشه وابسته بمانند و هیچ گاه رنگ صلح و آرامش را نبینند و همیشه از کشور مادر و یا کشورهای هم ریشه و هم فرهنگ دور و به استعمار نو بپیوندند و همیشه در معرض خطر باشند همانند کشورهای منطقه قفقاز و آسیای میانه و حتی کشور کوچکی همانند کویت که در ظرف ۳ ساعت فتح شد و کشورهای یوگوسلاوی سابق که پس از فروپاشی جنایایت فراوانی در آنها روی داد و برا ی همیشه وابسته به غرب شدند ،سیاست کشورهای غربی تجزیه و ایجاد اختلاف در اقوام کشورهای دارای پتانسیل پیشرفت و تحت عناوین هویت طلبی و مقایسه مجازی با کشورهای جدا شده و نوید آینده درخشان و ایجاد حس ناسیونالیستی شدید در مخالفین تجزیه و ایجاد جنگ های داخلی و در نتیجه تجزیه می باشد وگرنه کشورهای غربی مدافع هیچ حقوقی نیستند و همگی پس از کشتارهای میلیونی از یکدیگر و دارای اختلافات ریشه دار و عمیق دست به ایجاد اتحادیه و کشورهایی بزرگتر می زنند تا بتوانند نیرومندتر و دارای قدرت چانه زنی سیاسی و ثروت اندوزی در جهان باشند و بتوانند بر کشورهای کوچک استیلا پیدا کنند ،بر ماست که در دام این قولها و کارتلهای ثروت و استعماری نیفتیم و به سوی وحدت و یکپارچگی و پیشرفت گام برداریم چون تاریخ گواه  آن است که ایرانیان فارغ از اینکه از چه قوم و طایفه ای باشند هنگام وحدت دست به کارهای بسیار بزرگ و جهانی زده اند ،البته هوشیاری سیاستمداران و فرهیختگان در راهبرد پیشرفت ایران نقش به سزایی دارد،به امید ایرانی پیشرفته و مرفه و ایرانیان سر بلند و خوشبخت).

مضمون آن قسمت از منشور كوروش كه در آن اختصاصا مردم بابل مورد خطاب قرار گرفته اند به اين شرح است: بابليان نبايد نگران باشند، احدی به اسارت گرفته نمی شود، اموال كسی مصادره نخواهد شد مگر پس از رسيدگی كامل به جرمی كه مرتكب شده و پس از تاييد شخص او (كوروش)، سربازان فاتح حق خريد بدون پرداخت عوض و نيزچشم داشتی به مال ديگران نخواهند داشت و بدرفتاری نخواهند كرد و اگر تخلفی ديده شود شخصا رسيدگی خواهد كرد و ....
 كوروش بزرگ سپس اسيران بنی اسرائيل را كه پاره اي از آنان از سال 586 پيش ازميلاد در بابل بازداشت بودند آزاد كرد و با هزينه ايران به میهن خود باز گردانيد و هزينه تجديد بنای منازلشان را از خزانه دولت ايران پرداخت كرد. وی همچنين دستور داد بنادر صور و صيدا در فنيقيه (لبنان امروز) كه توسط بابلی ها ويران شده بودند با هزينه ايران باز سازی شوند. نبوكدنزر دوم امپراتور بابل در حمله سال 586 پیش از ميلاد به مناطق ساحلی مديترانه خرابی های فراوان به بار آورده بود و اسراييلی هايی را كه در برابر او مقاومت كرده بودند به بابل منتقل و به عنوان اسير در اين شهر بازداشت كرده بود.
 كوروش بزرگ از بابل به فرعون مصر كه قدرت بزرگی در جهان آن روز بود پيام فرستاد كه اگر بر ضد ايران توطئه نكند و در صدد تعرض بر نيايد اطمينان داشته باشد كه سرزمين او مورد حمله ارتش ايران قرار نخواهد گرفت. كوروش اين پيام را پس از آن فرستاد كه شنيد فرعون نگران حمله ارتش ايران است و به اين ترتيب از او رفع نگرانی کرد.
كوروش بزرگ هنوز در بابل بود که اعلام داشت که از آن پس شهرهای همدان، شوش و بابل پايتخت نوبتی ايران خواهند بود تا تبعيضی ميان شهرها نباشد. از نظر او همه شهرهای ايران هم ارزش خواهندبود، ولی پس از مرگ، مايل است او را در «پاسارگاد» دفن كنند و در هر جا كه بميرد كالبدش بايد به پاسارگاد پارس منتقل شود. «تاريخ» نشان داد كه اين وصيت دقيقا به اجرا در آمد و آرامگاه او ــ مردی كه مورد احترام جهانيان است و در کتب دينی از او به نيکي ياد شده است ــ در پاسارگاد قرار دارد و گذشت زمان هنوز به آن گزند وارد نساخته است.
به اين ترتيب، مهرماه براي ايرانيان به اين مناسبت ها هم ماهي بزرگ است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 مهر1388ساعت 9:27 AM  توسط ویراپ  | 

              

آسمان روستای «ماخان» شهر مرو ، شهاب باران بود مردم حیرت زده به آسمان می نگریستند در سیاهی شب شعله های آتشین آسمان را پاره پاره می ساختند . ریش سفیدان در دفتر روزگار سپری شده خویش چنین حالتی را به یاد نداشتند به گیو پیر ( خان و ریش سفید روستا ) خبر دادند فرزندی بدنیا آمده بی مانند .
گیو به آن خانه در آمد و بازوی کودک را دید که سه نگار مادری داشت یکی به شکل ستاره و دیگر دو حلال ماه .
رویش را به آسمان نموده و خداوند را سپاس گفت که چنین کودکی در آن شب زیبا در آن روستا پا به جهان نهاده است گیو پیر با چشمان پر اشک به پدر کودک گفت این شکوفه زیبا دستگاه جور تازیان را به دو نیم نموده و با لشکری سیاه همچون شب قیرگون امشب آسمان تیره ایران را همانند این شهاب سنگها روشن خواهد نمود .
نام آن کودک ابومسلم خراسانی بود .
ارد بزرگ متفکر برجسته کشورمان می گوید : در تاریکترین شب های ستم ، روشنترین ستاره ها زاده می شوند .
ابومسلم خراسانی دودمان ستمگر بنی امیه را از اریکه قدرت به زیر کشید . عظمت کار ابومسلم خراسانی را وقتی بهتر خواهیم فهمید که بدانیم هم او دستور داد صد هزار تن و بقولی دیگر ششصد هزار تن از تازیان بنی امیه گردن زده شوند . و بدینوسیله انتقام ملت ایران را از دستگاه ظلم آنان گرفت .

یاسمین آتشی

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 مهر1388ساعت 12:29 PM  توسط ویراپ  | 

                                                            

لئونيد برژنف

لئونيد برژنف رهبر وقت شوروي 14 مهر سال 1353وارد تهران شد و مذاكرات خود با مقامات وقت ايران را آغاز كرد و از آنان خواست كه در خريد اسلحه از خارج، ميان آمريكا و شوروي تبعيض قائل نشوند و از نظر بازرگاني، سلاحهاي ساخت شوروي براي ايران ارزانتر تمام مي شود، سريعتر تحويل مي گردند و سپردن پيش شرط هم لازم نيست. برژنف پس از ديدار از امريكا به ايران آمده بود. دولت وقت پس از اين ديدار برژنف مقداري اسلحه و خودرو نظامي از شوروي خريداري کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 مهر1388ساعت 12:27 PM  توسط ویراپ  | 

                                                          

در روز چهاردهم مهر ماه سال 1330 دكتر مصدق رئیس دولت به منظور دفاع از حق ايران در شوراي امنيت سازمان ملل، تهران را به مقصد نيويورك ترك كرد. سران آمريكا و مصر از او دعوت كرده بودند كه در اين سفر با آنان هم ديدار داشته باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 مهر1388ساعت 12:26 PM  توسط ویراپ  | 

      

سکه فرهاد دوم اشکانی

سپاهي كه فرهاد دوم، شاه ايران از دودمان اشكاني، از اسيران مقدوني ـ يوناني به منظور سركوب كردن ياغيان شمال شرقي ايران تشكيل داده بود اواخر سپتامبر سال 131 پيش از ميلاد به جاي جنگ، به ياغيان پيوستند و فرهاد چند روز بعد در مراسمي در چهارمين روز از جشن هاي مهرگان ضمن اعلام اين موضوع، اعتراف به اشتباه خود كرد و از ژنرالهايش كه از آغاز مخالف اين كار بودند پوزش خواست.
جشن ها و آيين هاي شش روزه مهرگان سابقا در روز مهر از ماه مهر (شانزدهم) پايان مي يافت كه اين روز، روز مهرگان و پايان مراسم بود. ايرانيان از هزاره دوم پيش از ميلاد مهرگان را گرامي داشته و شروع كارهاي مهم از جمله ازدواج را در اين ايام آغاز كرده اند و بزرگان كشور مطالب مهم خود را در همين ايام بيان داشته اند. هنوز دقيقا روشن نيست كه از چه زماني روز مهرگان به 14 مهرماه منتقل شده است. مورخان يونان، روم و يهود درباره مهرگان مطالب فراوان نوشته اند و احتمالا تحت تاثير همين مطالب، جورج واشنگتن نخستين رئيس جمهوري آمريكا روز ‏Thankgiving (شكرگزاري) را در همين ايام مقرر كرد كه هفت دهه بعد آبراهام لينكلن آن را به آخرين پنجشنبه ماه نوامبر منتقل ساخت، ولي كانادايي ها مراسم شكر گزاري را همچنان در پايان فصل برداشت محصول (در مهرماه) برگزار مي كنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 مهر1388ساعت 12:25 PM  توسط ویراپ  | 

           

چهارم اكتبر 1467 ميلادي، زين العابدين شاهزاده تبعيدي كشمير با كمك مردان طايفه خود "خوكار Khokar" بر برادرش عليشاه كه شاه كشمير بود مسلط و سلطان اين سرزمين شد و بلافاصله فارسي را زبان رسمي دربار و سازمانهاي دولتي كشمير اعلام كرد. زين العابدين كه در دفتر خود به فارسي سخن مي گفت روز بعد از رسيدن به قدرت هرگونه آزار هندوها، بودايي ها و برهمن ها را ممنوع كرد و اجازه داد كه پيروان اديان ديگر هم بتوانند معابد خود را مرمت و دوباره سازي كنند. زين العابدين از دوستداران ايران، ايرانيان و فرهنگ و ادب ايران بود و تا پايان عمر از اين كه در جريان جشن باستاني مهرگان ايرانيان به حكومت رسيده است ابراز خرسندي مي كرد و آن را به فال نيك مي گرفت.

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 مهر1388ساعت 12:24 PM  توسط ویراپ  | 

                 

در اجرای قانون مصوب یکم خرداد 1307 (چهارم اکتبر 1928)، دوازدهم مهرماه این سال (روزی چون امروز) نخستین دسته دیپلمه های برگزیده روانه اروپا شدند تا در آنجا به هزینه دولت ایران به تحصیلات خود ادامه دهند. طبق این قانون مقرر شده بود که هرسال یکصد دیپلمه که در امتحان زبان کشور خارجی مربوط پذیرفته شوند به اروپا فرستاده شوند. این افراد مکلف به بازگشت و خدمت به وطن بودند. باوجود ذکر شمار سالانه محصلان اعزامی در قانون، در مهرماه 1307 یکصد و ده دیپلمه (ده تن بیش از مصوبه مجلس) روانه اروپا شده بودند و منحصرا به کشور فرانسه زیرا که در آن زمان، تدریس زبان خارجی در دوره آموزش متوسطه ایران تقریبا منحصر به زبان فرانسه بود و برنامه های درسی این دوره تحصیلی ایران از کشور فرانسه اقتباس شده بود. این دیپلمه های اعزامی کسانی بودند که قبلا در امتحان زبان فرانسه در تهران که زیر نظر سفارت این کشور انجام شده بود پذیرفته شده بودند. به عبارت دیگر، دولت فرانسه تسلط آنان بر زبان فرانسه را تایید کرده بود. ترجمه خبر و کتاب از دیرزمان تا اواسط دهه 1330 (پس از براندازی 28 امرداد1332و بسط نفوذ زبان انگلیسی) در ایران از منابع فرانسوی به همین علت بود. 
این دیپلمه ها و محصلان بعدی که طبق قانون مصوب یکم خرداد 1307 به فرنگ فرستاده شده بودند پس از تکمیل تحصیلات و بازگشت به وطن عمدتا وارد سیاست شدند. آنان کار خودرا در وطن با تدریس در مدارس عالی و یا دفاتر وزیران (به عنوان مشاور) آغاز کرده بودند. قانون مصوب یکم خرداد 1307 تاریخی برای انقضای اعزام محصل به هزینه دولت تعیین نکرده بود. قبل از تصویب این قانون و از نیمه اول قرن نوزدهم، رفتن ایرانیان جهت تحصیل در اروپا امری عادی بود ولی نه به هزینه دولت و در چارچوب مقررات. در میان دیپلمه های اعزامی به فرنگ در مهرماه 1307 این افراد وجود داشتند که بعدا از سیاستمداران و دولتمردان معروف وطن شدند:
علی شایگان، مهدی بازرگان، مهدی آذر، کریم سنجابی، احمد رضوی کرمانی، محمدعلی ملکی، رضا رادمنش، خلیل ملکی، عبدالله ریاضی، لطفعلی صورتگر، غلامعلی فریور و....

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 مهر1388ساعت 12:23 PM  توسط ویراپ  | 

                          

12 مهرماه 1313 جشن هاي هزاره فردوسي با شركت اديبان، دانشمندان، سياستمداران و دولتمردان كشور و بيش از چهل مستشرق از ساير كشورها در تهران آغاز بكار كرد و 15 روز طول كشيد و ضمن آن به فردوسي كه گفته است «چو ايران نباشد تن من مباد» لقب «ميهندوسترين ايرانيان» داده شد كه عمر خود را بدون چشمداشت و داوطلبانه صرف خدمت به ايران، تاريخ آن و زبان پارسي كرد و تاريخ ايران (شاهنامه) را به شعر در آورد. در جريان اين مراسم كه نطق هاي فراوان ايراد شد و رسالات متعدد انتشار يافت، شركت كنندگان در مراسم به خراسان رفتند و رضاشاه بيستم مهرماه با حضور آنان ساختمان تازه آرامگاه آن مرد بزرگ و بزرگوار را كه همه ايرانيان و پارسي زبان مديون زحمات او هستند گشود. مراسم بزرگداشت فردوسي در عين حال فرصتي بود كه مستشرقين و ايرانشناسان در باره جشن هاي مهرگان ، اهميت و تاريخچه آنها سخن بگويند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 مهر1388ساعت 12:22 PM  توسط ویراپ  | 

                                                    

سکه خسرو پرویز

كار تنظيم قانون برای اداره ايران برپايه آموزش های زرتشت به ويژه كنترل رفتار حكام و نيز آيين دادرسيی و كيفر، پيش از اكتبر سال 600 ميلادي به پايان رسيد و چهارم اكتبر(دوازدهم مهر ماه) بزرگان كشور دعوت شدند و موبد موبدان قوانين را به اطلاعشان رسانيد تا تاييد كنند كه چنين شد. موبد موبدان كه نگران خودخواهی های خسرو پرويز شاه وقت و ناديده گرفتن حقوق مردم و اصول بيش از هزار ساله حكومتي شده بود از مارس اين سال كار تهيه قوانين را آغاز كرده بود تا ضمانت اجرايي داشته باشند. تا آن زمان، ايرانيان اخلاقا متعهد به رعايت آموزشهاي زرتشت بودند. در طول حكومت ساسانيان كه چهار قرن طول كشيد، آيين زرتشت دين رسمي ايرانيان بود و موبدان در دستگاههاي دولتي و دربار شاهان اين سلسله نفوذ فراوان داشتند. اين قوانين پس از تاييد بزرگان به خسرو پرويز و شهربانان ايران براي اجرا ابلاغ و موبد هر شهر مكلف به نظارت بر اجراي قوانين شد ولي طولي نكشيد كه جنگهای غير ضروری خسرو پرويز و رنجانيدن سران ارتش، شيرازه حكومت را متزلزل ساخت و بعدا ايران به دست اعراب مسلمان فتح شد و قوانين اسلامی جای آن قوانين را گرفت.

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 مهر1388ساعت 12:20 PM  توسط ویراپ  | 

      

به نوشته كرونيكل، رويدادهاي تاريخي، بسط فرهنگ ايراني را در چين سبب شد و تا اكتبر سال 50 پيش از ميلاد( 2059سال پيش) تقريبا در همه چين واژه ايراني «ساتراپي(نگهبان شهرستان و ايالت)» را براي فرمانداران بكار برند. مي دانيم كه واژه «چين» را ايرانيان از نام دودمان پادشاهان «كين» حاكمان آن كشور در عهد قديم ساختند و اين واژه از ايران به اروپا انتقال يافت و جهاني شده است. حال آن كه چيني ها كشورشان را با واژه ديگري خطاب مي كنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 مهر1388ساعت 12:19 PM  توسط ویراپ  | 

      

مهر روز از ماه مهر برابر با  ۱۶ مهر در گاهشماری ایرانی می باشد.

به مناسبت برخورد روز مهر و ماه مهر در این روز ،مطابق معمول هر ماه پس از برخورد روز و ماه هم نام، جشنی موسوم به جشن مهرگان برگزار می شود.

مهر شانزدهمین روز از هر ماه در گاهشماری اوستایی است و ماه هفتم هر سال ،که با آگاهی از سی و یک روزه بودن ماه های کنونی در نیمسال نخست بهار و تابستان ، جشن مهرگان برابر با دهم مهر ماه در گاهشمار نوین می باشد.

روزهاي ماه در ايران باستان داراي نام خاص بودند كه روز شانزدهم هر ماه روز مهر بود. بنابراين روز مهر در ماه مهر (شانزدهم) مهمترين روز آيين هاي مهرگان بوده است. آيين هاي مهر (جشن مهرگان) پس از نوروز مهمترين جشن های ملي ايرانيان بوده است كه نوروز با بهار و شكوفه و نويد بركت آغاز مي شد و مهرگان به خاطر پايان جمع آوري محصول و آغاز شش ماهه شب های طولانی تر و سرما.

در گذشته جشن مهرگان شش روز به درازا می انجامید. از روز شانزدهم مهر (روز مهر – مهرگان کوچک یا عمومی) آغاز و به روز بیست و یکم (روز رام – مهرگان بزرگ یا خاصه) پایان می یافت.

هزاران سال است که نوروز، مهرگان و سده در کنار یکدیگر همانند سه پایه ای استوار، پاسبان فرهنگ ایرانی بوده اند و برگزاری همین آیین های ساده ولی زیبا، همدلی ایرانیان را به همراه داشته است.

 جشن هایی که افزون بر شادمانی به گونه ای آبادانی را نیز برای مردمان به ارمغان می آورد. در آغاز (مهر پشت) آمده که (مهر) از آفریده های اهورامزداست که برای نگاهبانی از پیمان مردم گماشته شده است و (مهر) از این رو فروغ و روشنایی است تا هیچ چیز از او پوشیده نماند و در سراسر جهان آنچه از راست و دروغ می گذرد و یا پیمانی شکسته می شود نزد داد آشکار باشد.

 (مهر) خورشید نیست بلکه (مهر) ایزد روشنایی و فروغ است.

        

در استوره های ایرانی جشن مهرگان از سوی دیگر ارزشمند است و آن پیروزی ایرانیان بر ضحاک تازی است. بذرگدر شاهنامه، ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه، ابوسعید گرد یزدی در زین الاخبار و مسعودی در مروج الذهب ... به روشنی مناسبت این روز را پیروزی بر ضحاک می آورند. در مهرگان با فریاد دادخواهی آهنگران کاوه نام و با افراشته شدن درخش کاویانی و خیزش ایرانیان به رهبری فریدون هزار سال ستم و بیداد ضحاک به پایان می رسد. جالب آنجاست که پس از به زیر آوردن ضحاک، به جای کشتن وی او را به زنجیر می کشند، زیرا او هرگز نمی میرد و شاید هر آن خودکامگی باز گردد که این آماده بودن رمز پیروزی است.

پیدایش مهرگان

پیشینه ی جشن مهرگان به اندازه ی قدمت ایزدش، میترا است و تا آن جا که بن نوشت های موجود نشان می دهند، این جشن دست کم از دوران فریدون پیشدادی آغاز شده است که شاهنامه ی فردوسی به روشنی به پیدایش این جشن در دوران پادشاهی فریدون اشاره کرده است :

فریدون چو شد بر جهان کامکار              ندانست جز خویشتن شهریار
به رســم کیان تاج و تخت مهی            بیاراست  با  کاخ  شاهنشهی
به  روز خجسته ســر مهر ماه               به  سر  بر نهاد آن کیانی کلاه
زمانه بی اندوه گشـت از بدی               گرفتند  هر  کــس ره  بـخردی
دل  از  داوری هـا بپرداخـتـنـد                به آیین، یکی، جشن نو ساختند
نـشـسـتـنـد  فرزانگان،  شادکام            گـرفتند هـر یک ز یاقوت، جام
می روشن و چهره ی شاه نـَو               جهان  نو  ز  داد از سر ِماه نـَو
بـفـرمـود  تا  آتش  افـروخـتـنـد               همه  عنبر  و  زعفران سوختند
پـرسـتـیـدن مهرگان دیـن اوسـت          تن آسانی  و خوردن آیین اوست
کنون  یادگارست  از و ماه مهر              به کوش و به رنج ایچ منمای چهر

چگونگی برگزاری کنونی جشن مهرگان

امروزه هم میهنانمان چند روز مانده به پاییز با خانه تکانی به پیشباز پاییز و مهرگان می روند، در روز مهر از ماه مهر جلوی در خانه ها را آب پاشی و جارو کرده و پس از آن با رفتن به نیایشگاه ها و گردهم آمدن با تهیه ی خوراک های سنتی از یکدیگر پذیرایی می کنند و با سخنرانی ، خواندن سرود و شعر و دکلمه جشن مهرگان را با شادی برپا می کنند.

در برخی روستاهای کشور، جشن مهرگان همراه با اجرای موسیقی سنتی همراه است بدین گونه که در روز پنجم پس از مهرگان، گروهی از اهالی روستا که بیشتر آنان را جوانان تشکیل می دهند در تالار مرکزی یا نیایشگاه مرکزی روستا یا سرچشمه و قنات، گرد هم می آیند و «گروه ساز» را تشکیل می دهند، هنرمندان روستایی نیز با سُرنا و دف گروه را همراهی می کنند، آن ها با هم حرکت کرده و از یک سوی ِروستا و از نخستین خانه مراسم بازدید از اهالی روستا را آغاز می کنند و با شادی وارد خانه گلاب در دست افراد ریخته و آینه را در برابر چهره ی آن ها نگه می دارد و سپس «لــُرَک» را که فراهم نموده میان همه ی گروه پخش می کند، این آجیل مخصوص، مخلوطی است از تخم کدو، آفتابگردان، و نخودچی کشمش که همراه با شربت و چای پذیرایی می شود.
آنگاه یکی از افراد گروه ِساز که صدایی رسا دارد نام های کسانی را که پیش از این در این خانه سکونت داشته و درگذشته اند باز می گوید و برای همه ی آن ها آمرزش و شادی روان آرزو می کند.
پس از آن بشقابی از لرک از این خانه دریافت می کنند و در دستمال بزرگی که بر کمر بسته اند می ریزند و از خانه بیرون می آیند و به خانه پسین می روند. چنان که در خانه ای بسته باشد برای لحظه ای بیرون خانه می ایستند و با بیان نام های درگذشتگان آن خانه، بر روان و فروهر آن ها درود می فرستند.ها می شوند؛ کدبانوی هر خانه مانند همه ی جشن های ایرانی نخست آینه وگلاب می آورد و اندکی
برخی از خانواده ها نیز پول و میوه برای استفاده در جشن مهرگان به گروه می دهند و برخی دیگر نیز نوعی نان مخصوص به نام «لورگ» درست می کنند و گوشت های بریان شده که به قطعات کوچکی تقسیم شده است همراه با سبزی داخل آن قرار داده به گروه می دهند. پس از پایان مراسم در نیایشگاه، موبد یا کدخدا، آجیل، میوه و نان و گوشت و سبزی گردآوری شده را در میان شرکت کنندگان پخش می کند.
مردم تا آنجا که امکان دارد با لباس های ارغوانی یا سرخ گرد هم آمده و به پایکوبی و شادی می پردازند و هر یک چند نبشته ی شادباش (کارت تبریک) برای هدیه به همراه دارند.

          

سفره ی مهرگان 

خوان یا سفره ی مهرگانی نیز همچون سفره ی هفت سین نوروز و دیگر سفره های جشن های ایرانی، هفت چینی از میوه ها و خوراکی هاست همراه با شاخه هایی از درختان «سرو»، «مورد» و «گز» و شربتی از عصاره ی «هوم»(هَئومَه) که با شیر رقیق شده و نان مخصوص «لورگ» که روی پارچه ای ارغوانی گرد ِیک آتش دان چیده می شوند.

هفت میوه همچون سیب، انار، ترنج، سنجد، بی (به)، انگور سفید، انجیر، کُـنار، زالزالک، ازگیل، خرمالو و ...
آجیل ویژه ای از هفت خشکبار از جمله مغز گردو، پسته، مغز فندق، بادام، تخمه، توت خشک، انجیر خشک، نخودچی و ...
آش هفت غله از گندم، جو، برنج، نخود، عدس، ماش و ارزن.
کاسه ای پر از آب و گلاب و سکه و برگ آویشن همراه با گل های بنفشه و نازبو (ریحان)، آیینه، سرمه دان، شیرینی و بوی های خوش همچون اسفند و عود و کُندر.

موسیقی مهرگان

خلف تبریزی در «برهان قاطع» برای یکی از مقام ها و لحن های موسیقی سنتی ایران نام «موسیقی مهرگانی» را آورده است، که گمان می رود در دوران گذشته در جشن مهرگان موسیقی ویژه ای نواخته می شده که اکنون از آن آگاهی نداریم.

همچنین در میان دوازده مقام نامبرده شده در کتاب «موسیقی کبیر» ابونصر فارابی، مقام یازدهم با نام مهرگان ثبت شده است و نیز نظامی گنجوی در منظومه ی «خسرو و شیرین» نام بیست و یکمین لحن از سی لحن نامبردار شده را «مهرگانی» نوشته است.

مهرگان در ادبیات 

در ادبیات به ویژه چامه های (شعرهای) پارسی، از مهرگان بسیار سخن به میان آمده است که در این جا تنها نمونه های کوتاهی از آن ها را می آوریم :

مسعود سعد سلمان :

روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان            مهر بفزا ای نگار ماه چهر مهربان
مهربانی کن به جشن مهرگان و روز مهر           مهربانی کن به روز مهر و جشن مهرگان
جام را چون لاله گردان از نبید باده رنگ          وندر آن منگر که لاله نیست اندر بوستان
کاین جهان را ناگهان از خرمی امروز کرد            بوستان نو شکفته عدل سلطان جهان


منوچهری دامغانی :

شاد باشید که جشن مهرگان آمد             بانگ و آوای ِدَرای ِکاروان آمد
کاروان مهرگان از خَزران آمد              یا ز اقصای بلاد چینستان آمد
نا از این آمد، بالله نه از آن آمد            که ز فردوس برین وز آسمان آمد
مهرگان آمد، هان در بگشاییدش              اندر آرید و تواضع بنماییدش
از غبار راه ایدر بزداییدش                   بنشانید و به لب خرد نجاییدش
خوب دارید و فرمان بستاییدش              هرزمان خدمت لختی بفزاییدش


دقیقی :

گاه آن آمد که باد مهرگان لشگر کشد                              دست او پیراهن اشجار از سر بر کشد
باغ ها را داغ های عریان بر برزند                                       شاخ ها را چادر نسطوریان بر سر کشد
زانکه سی سنبر چون ما مست و نرگس شوخ چشم            هردو بدخو را همی در زر و در زیور کشد
مهرگان آمد و جشن ملک افریدونا                                  آن کجا گاو خوشش بودی بر ما یونا


قطران تبریزی :

آدینه و مهرگان و ماه نو            بادند خجسته هر سه بر خسرو


عنصری :

مهرگان آمد گرفته فالش از نیکی مثال        نیک روز و نیک جشن و نیک وقت و نیک فال


ناصر خسرو :

نـوروز بـه از مـهـرگـان، گـرچـه               هـــر دو زمـــانــنــد، اعــتــدالــــی

امیرهوشنگ ابتهاج (هـ الف. سایه) :

بــگشاییم کفتران را بــال
   بــفروزیم شعله بـر سر کوه
بـسـرایـیـم شادمانه سرود
   وین چنین با هزار گونه شکوه

مهرگان را به پیشباز رویم ...

رقص پر پیچ و تاب پرچم ما
 زیر پرواز کفتران سپید
 شادی آرمیده گام سپه 

 خنده ی نوشکفته ی خورشید

مهرگان را درود می گویند ...
گرم هر کار مست، هر پندار
همره هر پیام، هر سوگند
در دل هر نگاه، هر آواز
توی هر بوسه، هر لبخند

... ما خواهانیم که پشتیبان کشور تو باشیم،
ما نمی خواهیم از کشور تو جدا شویم،
نمی خواهیم از خانه خود جدا شویم،
مباد جز این ای مهر نیرومند !..

«اوستا، مهر یشت، بند 75»

                    

در اين روز نيروی داد و راستی به سركردگی كاوه آهنگر بر ارتش دروغ و ستمگری آژي دهاك ( ضحاك) پيروز شد و فريدون نماد مردم سالاری - کهن ترین نماد این مفهوم در تاریخ- به شاهی رسيد . فریدون نخستین کس بود که جهان را بخش کرد و تاریخ پس از او تنوع و تکثر می یابد.

آغاز اين جشن مهم ايرانی را مربوط به دوران ضحاک تازي د انسته اند . ضحاک به سخن استاد فرزانه توس هزار سال بر ايران حکومت  کرد و عده بی شماري از جوانان ايران زمين را به قتل رساند تا مغز سرشان را خوراک مارهایی کند که بر دوش وی رسته بود.ضحاک شبی خواب دید که  مردی به نام فریدون پدید امده او را خواهد کشت . او دستور داد تا همه جا را زیز نظر گیرند تا چنین کسی پس از زایش از مادر بی درنگ کشته شود. تا این جای ماجرا یاداور داستان فرعون و پدید امدن موسی در نهان است .

باری  مردم ایران  از ستم گری  و جنايات ضحاک به تنگ آمده بودند . در آن زمان کاوه آهنگر از ميان مردم بر خواست و با برافراشتن چرم آهنگري خود که بعدها درفش کاوياني نام گرفت رهبري خیزش برای سرنگونی ضحاک تازي را بر عهده گرفت . سپس-  فريدون  با خواست  و پشتوانه مردم و پیشگامی کاوه آهنگر بر تخت شاهي ايران نشست . 

ابوريحان بيروني در  آثارالباقيه درباره جشن مهرگان مي نويسد : در روز مهرگان فرشتگان به ياري کاوه آهنگر شتافتند و فريدون را بر تخت شاهي نشاندند. سپس فریدون ضحاک را در کوه  دماوند زنداني کرد و مردم ايران را از گزند او آزاد ساخت .

اینجا نکته باریک تر از مو همین است که ضحاک در دماوند زندانی شده است. . . ایرانی همواره باید در نظر بدارد که خون خواری چون ضحاک تازی در دماوند کوه به زندان است . مباد – مباد – مباد که ایرانی دمی غفلت کند و این زندانی از زندان تاریخ بگریزد و به تخت حکومتی باز پس گردد.

فردوسی توسی شخصی که هر ایرانی بقای خود را مدیون اوست در مجلد نخستین از کتاب والای شاهنامه سرگذشت ضحاک تازی و ستم او بر ایرانیان – خیزش مردم عادی به رهبری یک آهنگر – و حاکم کردن فریدون را با زبان حماسی و به یاد ماندنی خود شرح داده است .

 جرجي زيدان در کتاب تمدن اسلامي مقدار اين باجها و هدايا را پنج تا ده ميليون درهم ذکر کرده است . جشن مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان مهر افزا اي نگار مهر چهر مهربان مهرباي کن و به جشن مهرگان و روز مهر مهرباني به – به روز مهر و جشن مهرگان واژه مهر پيمان و دوستي معني مي‌دهد . در ايران باستان ، جشن مهرگان پس از نوروز داراي اهميت ويژه‌اي بود . دليل آن اين است كه هر دو آغاز فصل‌هاي سال را نويد مي‌دادند . نوروز آغاز تابستان و مهرگان آغاز زمستان را به هر ماه مي‌آوردند زيرا در آن زمان سال به دو فصل تقسيم شده بود . فصل اول ، تابستان بود كه از جشن نوروز شروع مي‌شد و هفت ماه ادامه داشت . جشن مهرگان كه از روز مهر شروع مي‌شد تا شش روز پس از آن ادامه مي‌يافت و جشن شادي بر پا مي‌شد . انگيزه‌اي كه به پيدايش جشن مهرگان در تاريخ ايران نسبت مي‌دهند پيروزي ايرانيان بر ضحاك ستمگر ، به رهبري كاوه آهنگر است كه او را در بند آوردند و فريدون را به عنوان رهبر خود برگزيدند . اين جشن در روز 10 مهر ، روزي كه نام روز و ماه يكي بود جشن گرفته مي‌شد و مانند نوروز سه جنبه نجومي ( طبيعي ) ، تاريخي و ديني داشت . از نظر نجومي ، مهرگان چند روز پس از اعتدال پاييزي جشن گرفته مي‌شد . ( اعتدال پاييزي اول مهر صورت مي‌گيرد ) . و جشن برداشت محصولات كشاورزي است . از نظر تاريخي ، در اين روز نيروي داد و راستي به سركردگي كاوه آهنگر بر ارتش دروغ و ستمگري آژي دهاك ( ضحاك) پيروز شد و فريدون به شاهي رسيد . مبارزه راستي و دروغ ، داد و ستم در ايران ريشه ديني دارد و همه جشن‌هاي ملي هم به گونه‌اي اين مبارزه و پيروزي نهايي حق بر نا حق را نشان مي‌دهد . ولي ، در تاريخ مهرگان اين جنبه درخشندگي ويژه را دارد . از نظر ديني ، در فرهنگ ايراني مهر يا ميترا به معناي فروغ خورشيد و مهر و دوستي است . همچنين مهر نگهبان پيمان و هشدار دهنده به پيمان شكنان است . هم اكنون زرتشتيان در روز مهر از ماه مهر به آتشكده و نيايشگاه مي‌روند . با تهيه خوراك‌هاي سنتي از يكديگر پذيرايي مي‌كنند و با نيايش و برنامه‌هاي فرهنگي مانند سخنراني‌هاي ملي و آييني سرود ، شعر و دكلمه جشن مهرگان را با شادي بر پا مي‌دارند.

پس از  هجوم های تازیان به ایران برخی از حاکمان تازی با تعصب ضد ايراني خود  ايرانیان را در روز مهرگان وادار مي ساختند تا هدايايی به انان تقديم کنند .انان می خواستند تا با این ترتیب مهرگان را به روز ستم  تبدیل کرده خاطره خوش ایرانیان از مهر و انسانیت در این روز را از میان بردارند.

مهرگان جشن انسانیت و مهربانی - سالگرد سرنگونی ستم گران بیگانه و نابودی ستم در ایران - وسراغاز مهر به همنوع در تاریخ است. این جشن کهن ایرانی مربوط به همه ایرانیان و بلکه مربوط به همه انسان ها می باشد.

 مهرگان فرخنده باد

از دیگر جشنهای مهر ماه جشن میتراکانا در اول مهر و جشن پیروزی کاوه و فریدون بر ضحاک در روز 21 مهر بوده است.

 ویراپ

برای آگاهی بیشتر از نام روزها و ماهها و جشنهای ایرانی به آدرسهای زیر در همین وبلاگ مراجعه فرمایید:

گاهشمار ایرانی (بدانیم و سربلند باشیم):                                              http://persianspatriot.blogfa.com/cat-107.aspx
+ نوشته شده در  جمعه 10 مهر1388ساعت 2:17 PM  توسط ویراپ  | 

     

يک ماه پس از تعرض نيروهای انگلستان ،آمریکا و شوروی به ايران به بهانه خطر دوستی ايران و آلمان برای متفقين، به خواست دولتهايی كه ايران را اشغال نظامی كرده بودند و تحت فشار آنها که هدفشان تضعيف حس ميهن دوستی در جوانان ايران و آمادگی دفاع از وطن بود، از سال تحصيلی 1320 - 1321 برنامه آموزش نظامی در دبيرستانها و دانشكده های کشور لغو شد. تا آن زمان، با اين كه ايران به صورت جداگانه دبستان و دبيرستان نظام داشت، مقدمات آموزش فنون نظامی و آشنايی با روش های دفاعی، يکي از دروس اجباری دوره های متوسطه و عالی کشور بود. تاريخ نشان داده است كه از دوران اقتدار امپراتوری روم تا کنون، دولتهای برتری جو کوشيده اند که احساسات ناسيوناليستی ايرانيان خفته بماند و ايران از بنيه نظامی چشمگير برخوردار نباشد که اين دو عامل رابطه مستقيم با يکديگر دارند؛ اگر احساسات ملی زنده شود تقويت نظامی متعاقب آن خواهد بود و بالعکس.

+ نوشته شده در  جمعه 10 مهر1388ساعت 1:20 PM  توسط ویراپ  | 

                                                         

دکتر صديق در سال 1320

متفقين كه ايران را در اشغال نظامي داشتند25 سپتامبر 1941 (سوم مهرماه 1320) دكترعيسي صديق استاد دانشگاه را به دليل تمايل زياد به وطندوستي (ناسيوناليسم ايراني) از رياست سازمان انتشارات و تبليغات كشور (وزارت ارشاد فعلي) بركنار كردند. وي درست يك سال پيش از آن به اين سمت منصوب شده بود. متفقين دكتر صديق را به دليل پارسي كردن هر چه بيشتر واژه هاي متداول از زبانهاي ديگر، توجه به آموزش عمومي تاريخ و فرهنگ ايران و نيز اصرار به گسترش مدارس از ابتدايي تا عالي؛ بيش از حد ميهندوست تشخيص داده بودند و ادامه روش او را به حال خود (در طول جنگ) خطرناك خوانده بودند. وي بعدا (پس از جنگ جهاني دوم) چند بار وزير فرهنگ و آموزش و پرورش و بعدا سناتور شده بود. متفقين همزمان با بركناري دكتر صديق، تقريبا همه فارغ التحصيلان ايراني مدارس عالي آلمان را بركنار، بازداشت و يا تبعيد كردند.

+ نوشته شده در  جمعه 10 مهر1388ساعت 1:17 PM  توسط ویراپ  | 

 

بدون سانسور| کدهای موزیک