جشن آبانگان

نماد ایزد بانوی آبان «اَردوی سوره اَناهیتا»
جشن آبانگان ، آبان روز از ماه آبان برابر با ۱۰ آبان در گاهشماری ایرانی می باشد.
به مناسبت برخورد روز آبان و ماه آبان در این روز ،مطابق معمول هر ماه پس از برخورد روز و ماه هم نام، جشنی موسوم به جشن آبانگان برگزار می شود.
آبان دهمین روز از هر ماه در گاهشماری اوستایی است و ماه هشتم هر سال ،که با آگاهی از سی و یک روزه بودن ماه های کنونی در نیمسال نخست بهار و تابستان ، جشن آبانگان برابر با چهارم آبان ماه در گاهشمار نوین می باشد.
«جشن آبانگان» جشنی است در گرامیداشت ستارهی روان (سیاره) درخشان «اَنَهیتَه / آناهید (زهره)» و رود پهناور و خروشان «اردوی / آمو (آمودریا)»، و بعدها ایزدبانوی بزرگ «آب»ها در ایران (غیاث آبادی، 1382،ص77).
«اَردوی سوره اَناهیتا» Ardavi – Sura Anāhita ایزدبانویی ایرانی بسیار برجستهای است كه نقش مهمی در آیینهای ایرانی دارد و پیشینهی ستایش و بزرگداشت این ایزد بانو در فرهنگ ایرانی به دورههای پیش از زرتشتی در تاریخی ایران میرسد.
«اَردوي سوره اَناهيتا Ardavi – Sura Anāhita» كه نام آن با آب و آبادانی عجين شده است. ماه آبان از آن اوست و روز آبان (= دهم) از ماه آبان جشن آبانگان به افتخار او و در ستايش او برگزار مي شده است. ايزدبانويی با شخصيتی بسيار برجسته كه جای مهمی در آيين های ايران باستان به خود اختصاص می دهد و قدمت ستايش او به دوره هاي بسيار پيشين و حتی به زمان پيش از زردشت مي رسد.
دلیل نام گذاری این ايزدبانوی اساطير ايران بدین گونه است : «اَردَوي» به معنی رطوبت، در آغاز، نام رودخانه مقدسی بوده است و سپس، نام رودخانه، شخصيت خدايی پيدا كرده است. او را همتای ايزدبانوی سَرَسوَتی Sarasvati در آيين ودايی مي دانند و برخی بر اين عقيده اند كه «اردوی» در اصل صفت «سرسوتی» بوده است كه در هند به رودخانه كوچك مقدسي به نام «مذيدسا Madhyadesa » در ناحيه پنجاب كنونی اطلاق می شد.
در ايران، بر اثر تغييرات معمول گويشی اين نام به هَرَخوَتی Haraxvati تبديل شد. در اوستا، اين نام به ناحيه اي كه هرخوتی (رَخوذ يا رُخَج) خوانده مي شود، اطلاق شد. ناحيه ای كه رودخانه ها و درياچه هاي فراوان دارد و در افغانستان كنونی است. در آغاز، هرخوتی مظهر رودخانه عظيم اساطيری بود كه از بلندي هاي كوه مقدس «هَرا» سرازير مي شد و به دريای «فراخكرت» می ريخت و سرچشمه تمام آب هاي دنيا بود. ايرانيان كشاورز و گله دار همان گونه كه هر كوه بزرگی را كه در كوهپايه آن زندگی مي كردند، كوه هرا و هر دريای پهناوری را فراخكرت مي خواندند، هر رودخانه حيات بخشی را نيز با اسم هرخوتي مي شناختند.
اندك اندك نام ايزد سرسوتی فراموش شد و دو صفت آن، «اردوی» و «سوره» جای آن را گرفتند. سوره يا سورا، بخش ديگر نام اين ايزدبانو، به معنی «نيرومند» و «پرزور» است كه كاملا برازنده صفت رودخانه ای پر آب و تند و تيز است.
اما سومين لقب او، اَناهيتا، كه در كتيبه اردشير دوم هخامنشی و در بسياری از متن ها به همين صورت خلاصه شده مي آيد، ظاهرا در زمان هخامنشيان بر نام اين ايزدبانو افزوده شده و به معنی «پاكي» و «بی آلايشی» است. همانند خود آب كه مظهر پاكی و پاك كننده آلودگی است. ويژگيهای ايزدبانوي اساطير ايران اردو سوره اناهيتا كه نخست بر رودخانه اردوی سروری داشت كم كم بر همه آب ها سروری يافت و بنا بر متن پهلوی «بُندَهِشن» پدر و مادر آنها شد و از اَپام نَبات (= ايزد آب ها) نيز پيشی گرفت و شخصيت اپام نبات در شخصيت او تحليل رفت، تا جايی كه نيايش به درگاه او، «آبان يشت» يعني «سرود آب ها» خوانده می شود و يشت پنجم اوستاست. اين يشت يكي از طولانی ترين و شايد باستانی ترين يشت ها باشد. در اين يشت، او زنی است جوان، خوش اندام، بلند بالا، زيبا چهره، با بازوان سپيد و اندامي برازنده، كمربند تنگ بر ميان بسته، به جواهر آراسته، با طوقي زرين بر گردن، گوشواري چهارگوش در گوش، تاجی با صد ستاره هشت گوش بر سر، كفش هايی درخشان درپا، با بالاپوشی زرين و پرچين از پوست سگ آبي. چنين تجسميی احتمالا نشان از اين دارد كه تنديس هايی از او در دوره هخامنشی وجود داشته است.
آناهيتا؛ ايزدبانوی نيرومندی، زيبايی و خردمندی و الهه عشق و باروری اين ايزدبانو با صفات نيرومندی، زيبايی و خردمندی به صورت الهه عشق و باروری نيز در می آيد؛ زيرا چشمه حيات از وجود او مي جوشد و بدين گونه «مادر _ خدا» نيز مي شود، و به عنوان ايزدبانوی باروری، زنان در هنگام زايمان براي زايش خوب و دختران برای يافتن شوهر مناسب به درگاه او استغاثه مي كنند. او نطفه مردان را پاك می كند و زهدان زنان را برای زايش آماده مي سازد و سبب جاري شدن شيري مي شود كه نوزاد را نيرو مي بخشد. همانند سرسوتي هندي سبب فراوانی غلات و زاد و ولد گاو و گوسفند است. اردوی سوره اناهيتا مال و ثروت دنيايی همچون اسب، گردونه، اسلحه و لوازم خانگی نيز مي بخشد. جنگجويان به درگاهش دعا می خوانند تا در نبرد پيروزی يابند و دشمن را سركوب كنند.
گرچه اين صفات اخير شايد چندان با مظهر رودخانه بودن هماهنگ نباشد. اَناهيد گردونه اي دارد با چهار اسب سفيد. اسب هاي گردونه او ابر، باران، برف و تگرگ هستند. او در بلندترين طبقه آسمان جاي گزيده است و بر كرانه هر درياچه اي، خانه اي آراسته با صد پنجره درخشان و هزار ستون خوش تراش دارد. او از فراز ابرهاي آسمان، به فرمان اهورامزدا، باران و برف و تگرگ را فرو مي باراند. در بند سوم يشت پنج در توصيف صفات رودخانه اي اين ايزدبانو آمده است: «بدان هنگام كه اردوي سوره اناهيتا _ آن دارنده هزار چشمه و هزار رود _ هر يك به درازاي چهل روز راه مردي چابك سوار _ به سوي درياي فراخكرت روان شود، سراسر كرانه هاي آن دريا به جوش در افتد و ميانه آن برآيد. اوست كه در بزرگي همچند همه آب هاي روي زمين است و به نيرومندي روان شود.» بامدادان تا غروب، هنگام شايسته نيايش و نثار به درگاه آناهيتا از زمان هاي بسيار كهن قايل به وجود گونه اي پيوند آسماني و ايزدي ميان آب از يك سو و خرد يا عقل از سوي ديگر بودند.
از اين رو، مرسوم بود روحانيون و شاگردان آنان به درگاه اردوي سوره دعا كنند تا از خرد و دانش بهره مند شوند. مناسب ترين و بهترين وقت براي انجام دادن مراسم مذهبي نيز بامدادان بود. در بندهاي 91 و 95 يشت پنجم از زبان اين ايزدبانو آمده است كه از هنگام برآمدن خورشيد تا به گاه فرو رفتن خورشيد هنگام نيايش و نثار زوهر (نوعي فديه ديني) به درگاه اوست و پس از آن، شايسته ستايش ديوان خواهد بود. اين ايزدبانوي پاكي و بي آلايشي كه از هر گونه بدي، نقصان و بيماري به دور بود، در بندهاي 92 و 93 همين يشت قدغن مي كند كه ديوانگان و بدخلقان و دروغ گويان و بزدلان و حسودان و نيز جذاميان و نابينايان و ناشنوايان و ديگر معلولان از آنچه نذر او مي شود، مصرف كنند. آناهيتا؛نگهدار نطفه پسران موعود زردشت او ياور «سپندارمد»، امشاسپند موكل بر زمين و نيز نگهدار نطفه زردشت در درياچه «كيانسه» است، نطفه اي كه بعدها نجات بخشان دين زردشتي و پسران موعود زردشت، اوشيدر، اوشيدر ماه و سوشيانس، از آن به وجود خواهند آمد. از تمام اين صفات و نقش ها چنين بر مي آيد كه اناهيد خداي محبوبي بوده و هميشه علاقه و احترام عميق پيروان بسياري را به خود جلب كرده است. تنديس هاي باروري را كه به الهه مادر موسوم اند و نمونه هايي از آن از تپه سراب كرمانشاه (با قدمتي در حدود نه هزار سال قبل از ميلاد) و در كاوش هاي ناحيه شوش به دست آمده است، تجسمي از اين ايزدبانو مي دانند. بازمانده معابد و آيين هاي مربوط به آناهيتا او همتاي ايراني آفروديت، الهه عشق و زيبايي در يونان و ايشتر، الهه بابلي، به شمار مي رود.
آيين هاي مربوط به اين ايزدبانو با پاكي و طهارت آميخته بوده است. براي اين ايزدبانو معابدي بر پا مي شده است و در آنها دوشيزگاني خدمت مي كرده اند كه تعهد پاكدامني داشته اند. از ميان اين معابد، معابد همدان و شوش و كنگاور از همه مجلل تر بوده است. معابد اناهيتا معمولا در كنار رودي برپا مي شده و احتمال مي رود كه قلعه ها و زيارتگاه هايي كه با اسامي دختر و بي بي امروزه مشهور است و معمولا در كنار آنها آبي جاري است، بقاياي معابد اناهيتا باشند. برخي حتي سفره هاي نذري با نام بي بي (همچون بي بي سه شنبه) را بازمانده آيين هاي مربوط به اناهيتا مي دانند.
قدر و اهميت ايزدبانوي اساطيري ايران در تاريخ و اساطير و اديان ايراني اناهيتا بايد در آغاز سلسله ساساني كه اجدادشان در استخر به معبد او وابسته بودند، نقش مهمي بازي كرده باشد. اردشير بابكان سرسلسله ساساني خود، نگهبان معبد اناهيتاي استخر (در نزديكي تخت جمشيد) بوده است. از دوره اشكانيان نيز سكه هايي با نقش اين ايزدبانو به جا مانده است. پرستش اناهيتا در شاهنشاهي هخامنشي هم بسيار مهم بوده است. كِلِمِنس اسكندريه اي در كتاب تاريخ خود مي گويد كه اردشير دوم مجسمه هاي اناهيتا را در سراسر كشور برپا كرده بود. همچنين از اين دوره سنگ هايي قيمتي با نقش ايزدبانويي تاج بر سر يا زني ايستاده به جا مانده كه آن را اناهيتا تشخيص داده اند. در تاريخ اساطيري نيز قهرمانان بزرگ اساطيري همچون هوشنگ، جمشيد، فريدون، كيخسرو و گرشاسب به درگاه اين ايزدبانو دعا كرده و او را به ياري طلبيده اند. در قدر و اهميت اين ايزدبانو همان بس كه ايرانيان قديم و زردشتيان احترام ويژه اي براي آب قايل بودند و هر گونه ناپاكي را از آب ها به دور مي داشتند. آنان هيچگاه در آب جاري شست و شو نمي كردند و چنان در پاك نگهداشتن آب ها مي كوشيدند كه به گفته پژوهشگران، در دوره هايي كه در اغلب كشورهاي جهان بيماري هاي واگير قربانيان زيادي گرفت، در سرزمين ايران هيچگاه هيچ گونه بيماري همه گيري شايع نشد.
بخش هايى از اردويسور نيايش يا آبزور
درود و ستايش و توانايى و زور و آفرين باد به اهورا مزداى فروغمند با شکوه و به امشاسپندان، به آب هاى خوب مزدا داده، به آب اردويسور اناهيتاى پاک، به همه آب هاى مزدا داده، به همه گياهان مزدا داده، به همه ستودگان مادى و مينوى و به فروهرهاى پاکان و راستان که پيروز و پرتوان هستند.
مى ستايم آب اردويسور اناهيتا را که در همه جا گسترده است و تندرستى بخش است و بدانديشان را دشمن است و اهورايى کيش است و در خور ستايش و نيايش در جهان مادى. آن پاکى که جان افزاست، پاکى که فزاينده گله و رمه است، پاکى که گيتى افزاست، پاکى که خواسته افزاست.
اردويسور اناهيتا که داراى هزارها درياچه و هزارها نهر است که هر يک از اين درياچه و نهرها به اندازه چهل روز راه هست براى کسى که با اسب راهوارى براند.
آب ما، از آن بدانديش نيست، از آن بدگو نيست، از آن بدکردار نيست، از آن بدبين نيست، از آن کسى که دوست را بيازارد نيست، از آن کسى که همراهان را بيازارد نيست، از آن کسى که کارکن را بيازارد نيست، از آن کسى که خويشان را بيازارد نيست.
اى آب ستوده، به من بزرگ ترين دارش ها (نعمت ها)، تن درست و اندام درست ارزانى دار. اى آب ستوده، به من خواسته فراوان ببخش، گله و رمه گوناگون و فرزندان دلير همان گونه که پيش از من به کسانى که از تو خواستند، بخشيدى.
با آرزوى اين که تمامى ما ايرانيان، گذشته خود را بشناسيم و تا جايى که توان داريم جشن هاى کهن خود را زنده کنيم و به احترام آب هاى تمام دنيا که پاک است و پاک کننده، به آن ارج نهيم و در حفاظت و پاک نگه داشتن آن بکوشيم.
در جشن آبانگان، پارسیان به ویژه زنان در کنار دریا یا رودخانهها، فرشتهی آب را نیایش میکنند. ایرانیان کهن آب را پاک (مقدس) میشمردند و هیچگاه آنرا آلوده نمیکردند و آبی را که اوصاف سهگانهاش (رنگ - بو - مزه) دگرگون میشد برای آشامیدن و شستشو بهکار نمیبردند.
«استرابون» جغرافیدان یونانی نیز میآورد :
«... ایرانیان در آب روان، خود را شستشو نمیدهند و در آن لاشه، مردار و آنچه که نا پاک است نمیاندازند ...»
در برگردان فارسی آثارالباقیه ابوریحان بیرونی میخوانیم :
«... آبان روز دهم آبان ماه است و آن را عید میدانند که به جهت همراه بودن دو نام، آبانگان میگویند. در این روز زو Zoo پسر طهماسپ از سلسلهی پیشدادیان به شاهی رسید، مردم را به کندن قناتها و نهرها و بازسازی آنها فرمان داد، در این روز به کشورهای هفتگانه خبر رسید که فریدون ، بیوراسب (ضحاک - آژی دهاک) را اسیر کرده، خود به پادشاهی رسیده و به مردم دستور داده است که خانه و زندگی خود را دارا شوند...»
در روایت دیگرى آمده است كه پس از هشت سال خشكسالى در ماه آبان باران آغاز به باریدن كرد و از آن زمان جشن آبانگان پدید آمد.
زرتشتیان نیز در این روز همانند سایر جشنها به آدریانها (آتشكدهها) مىروند و پس از آن براى گرامیداشت مقام فرشتهی آبها، به كنار جوىها و نهرها و قناتها رفته و با خواندن اوستاى آبزور (بخشى از اوستا كه به آب و آبان تعلق دارد) كه توسط موبد خوانده مىشود، اهورامزدا را ستایش كرده و درخواست فراوانى آب و نگهدارى آن را كرده و پس از آن به شادى مىپردازند.
جالب اینجاست كه مىگویند اگر در این روز باران ببارد، آبانگان به مردان تعلق گرفته و مردان تن و جان خویش را به آب مىسپارند و اگر بارانى نبارد، آبانگان زنان است و زنان آب تنى مىكنند.
منابع: _ آموزگار، ژاله؛ تاريخ اساطيري ايران؛ تهران: سمت، 1380. _ بويس ، مري؛ تاريخ كيش زرتشت؛ ترجمه همايون صنعتي زاده؛ تهران: توس، 1374. _ __ ؛ «ديانت زرتشتي در دوران متاخر» از كتاب «ديانت زرتشتي»؛ ترجمه دكتر فريدون وهمن؛ تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1348. _ پورداود، ابراهيم؛ يشت ها، ج 1؛ تهران: طهوري، 1347. _ كريستن سن، آرتور؛ نمونه هاي نخستين انسان و نخستين شهريار در تاريخ افسانه اي ايرانيان؛ ترجمه ژاله آموزگار _ احمد تفضلي؛ تهران: نشر چشمه، 1377. _ موله، ماريان؛ ايران باستان؛ ترجمه ژاله آموزگار؛ تهران: توس، 1365. _ ويدن گرن، گئو؛ دين هاي ايران؛ ترجمه دكتر منوچهر فرهنگ؛ ويراسته آرزو رسولي؛ تهران: آگاهان ايده، 1377. _ هينلز، جان؛ شناخت اساطير ايران؛ ترجمه ژاله آموزگار _ احمد تفضلي؛ تهران: نشر چشمه، 1375.
از دیگر جشنهای آبان ماه جشن روز جهانی کورش بزرگ در هفتم آبان و جشن صدور فرمان لوح حقوق بشر کورش بزرگ در روز هفتم آبان می باشند.
برای آگاهی بیشتر از نام روزها و ماهها و جشنهای ایرانی به آدرسهای زیر در همین وبلاگ مراجعه فرمایید: